تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 393

مساهمون:

ص٣٩٣
با فعليت آن مقايسه كنيم بين اين قوه و آن فعليت رابطهء نقص و كمال برقرار است . اين قوه ، ناقص آن فعليت است و آن فعليت ، كامل اين قوه است . اين سخنى است درست و لازمهء آن اين است كه تنقص محال باشد زيرا اگر اشتداد را به معنى خروج از قوه به فعل بگيريم تنقص مىشود خروج از فعليت به قوه كه محال است . معناى ديگر اشتداد آنجاست كه ما رابطهء قوه و فعليت را در نظر نگيريم بلكه رابطهء فعليتها را با يكديگر در نظر بگيريم و بگوييم فعليت آنِ ديگر نسبت به فعليت اين « آن » اشد است . چنين امرى بالحس وجود دارد كه فعليت بعدى اشد از فعليت قبلى باشد . تكاملى كه امروزه مىگويند معنايش اين است كه وقتى مراتب فعليتهايى را كه پشت سر يكديگر قرار دارند با هم مقايسه مىكنيم مىبينيم فعليت بعدى از فعليت قبلى اشد و اكمل است كه اين هم مطلب درستى است « 1 » . حال اين اشديت و اكمليت مرتبهء بعدى نسبت به مرتبهء قبلى چگونه حاصل مىشود ؟ گفتيم ممكن است كسى اين‌طور خيال كند - كه معمولًا امروزيها اين گونه فرض مىكنند - كه علت اينكه در تكامل ، مرتبهء بعد اكمل از مرتبهء قبل است اين است كه طبيعت فعليتى را به دست مىآورد و بعد اين فعليت را رها نمىكند و باز فعليت ديگرى به دست مىآورد و آن را هم رها نمىكند و همين‌طور . اين فعليتها روى يكديگر جمع مىشود و فعليتى كه در آخر وجود دارد همه را با يكديگر دارد ؛ مثل كسى كه امروز دو تومان به دست بياورد و خرج نكند ، فردا يك تومان ديگر به دست بياورد و تا آخر ماه پنجاه تومان جمع كند . طبق اين تحليل ، هر جا كه اشتداد يا تكامل هست علتش اين است كه فعليت قبلى باقى مىماند و فعليت بعدى به آن ضميمه مىشود . گفتيم كه اين با اصل حركت قطعيه جور درنمى آيد . لازمهء اصل حركت واقعى در طبيعت - كه هراكليت هم به آن اشاره مىكند - اين است كه هيچ چيزى از ماده و طبيعت در دو آن باقى نيست و بنابراين معنى ندارد كه فعليتها ذخيره شود . پس چرا اشتداد پيدا مىشود ؟ چنان كه گفتيم در اشتداد ، مرتبهء فعليتى كه در اين آن پيدا مىشود در همين آن معدوم مىشود ، ولى هميشه هر فعليتى استعداد يك فعليت .
هامش
( 1 ) . [ استاد در اينجا در مقام پاسخ به اين سؤال نيستند كه آيا هر حركتى لزوماً اشتدادى به معناى دوم است يا خير ، بلكه در صدد بيان اين مطلب هستند كه حركات تكاملى در خارج وجود دارد . اندكى بعد خواهد آمد كه هر حركتى لزوماً اشتدادى به معناى دوم نيست . ]