تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 392

مساهمون:

ص٣٩٢
ولى ذهن هرچه بخواهد مىتواند به اعتبار هر مرتبه‌اى ماهيت انتزاع كند ، و اين اشكالى ندارد كه از يك وجود واحد در خارج ماهيات غيرمتناهى قابل انتزاع باشد . ولى اگر وجود ، حقيقت نباشد و امرى اعتبارى باشد لازمه‌اش اين است كه آنچه در خارج تحقق و عينيت دارد ماهيت باشد . طبق اين مبنا وقتى شىء حركت مىكند و دائماً از نوعى به نوع ديگر خارج مىشود اين انواع واقعيت‌اند و عينيت دارند . پس ميان اين انواع ، ديگر وحدتى وجود ندارد و اين انواع مثل سكوناتى مىشوند كه در اوايل بحث حركت مطرح كرديم . وقتى شىء از مبدأ به سوى منتهى حركت مىكند انواع غيرمتناهى قابل انتزاع است و بنابراين بايد انواع غيرمتناهىِ بالفعل وجود داشته باشد ، يعنى غيرمتناهى محصور بين حاصرين باشد كه امرى است محال . پس در باب حركت اشتدادى امر دائر است ميان اينكه آنچه واقعيت است وجود باشد و ماهيات به عنوان امور انتزاعى قابل اعتبار باشند ، يا ماهيات غيرمتناهى حقيقت داشته باشد و براى هركدام وجودى انتزاع شود . اگر دومى را بپذيريم لازم مىآيد غيرمتناهى محصور بين حاصرين باشد كه محال است . اين است معناى اين برهان كه « كون المراتب فى الاشتداد . . . » . . پس خلاصهء استدلال مرحوم آخوند اين مىشود كه اگر اصالت با وجود نباشد ، اشتداد و تكامل در عالم محال است ولى چون اشتداد و تكامل در عالم وجود دارد اصالت با وجود است . به بيان ديگر اگر ماهيت اصيل باشد ، بايد در هر اشتداد و تكاملى ماهيات غيرمتناهى به دنبال يكديگر وجود پيدا كنند و [ پيدايش امور ] غيرمتناهى در زمان متناهى محال است . اگر وجود اصيل باشد در حركت اشتدادى يك وجود واحدِ قابل اشتداد داريم كه ماهيات غيرمتناهى از آن انتزاع مىشود « 1 » .

دو معناى اشتداد

در باب اشتداد دو مطلب بايد تفكيك شود . يك مطلب همان است كه آقاى طباطبايى در حاشيهء خود متعرض شده‌اند و آن اين است كه هر حركتى از آن جهت كه خروج از قوه به فعل است حركت اشتدادى است يعنى اگر مرتبهء قوهء هر حركتى را .
هامش
( 1 ) . [ اين برهان در جلسهء بعد با بيانى جديد مجدداً تقرير شده است . ]