تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 391

مساهمون:

ص٣٩١
مطلب اين است كه ايشان در همين جا از فرصت استفاده كرده و برهانى بر اصالت وجود اقامه مىكند . يكى از براهين اصالت وجود از راه حركت اقامه شده است . به قول حاجى در منظومه :
كون المراتب فى الاشتدادِ * أنواعاً استنارَ للمرادِ
مرحوم آخوند مىگويد تنها با اصالت وجود حركت اشتدادى قابل تبيين است و با اصالت ماهيت قابل توجيه نيست . توضيح اينكه حكما اين مطلب را قبول دارند كه معناى حركت اشتدادى اين است كه موضوع دائماً از نوعى به نوع ديگر خارج مىشود زيرا هر مرتبهء شيئى كه آناً فآناً در حال اشتداد است با مرتبهء ديگر فرق مىكند . بنابراين اگر مرتبهء قبلى داخل در يك نوع باشد مرتبهء بعدى نمىتواند داخل در همان نوع باشد ، چرا ؟ . فرض كنيد يك شىء حركت اشتدادى مىكند و مثلًا از رنگ زرد به سوى رنگ زردتر مىرود . اگر آن مرتبهء اول از زردى يك نوع از زردى باشد آيا آن مرتبهء دوم همان نوع است يا نوع ديگرى است ؟ اگر همان نوع باشد پس اختلافشان اختلاف فردى است ؛ يعنى در آنچه كه مابه الاشتراك است يكى هستند و اختلافشان در مابه الامتياز است . پس آنچه اضافه شده است بايد از سنخ اولى نباشد ، زيرا اگر از سنخ اولى باشد مابه الاشتراك عين مابه الامتياز مىشود . معناى اشتداد اين است كه مرتبهء بعدى با مرتبهء قبلى اشتراك و امتياز دارد ولى امتياز مرتبهء بعدى از مرتبهء قبلى به همان چيزى است كه در آن اشتراك دارند نه به امرى غير از مابه الاشتراك . حال امر دائر است ميان اينكه قائل به تشكيك در ماهيت شده بگوييم ماهيت تشكيك بردار است كه اين را خود مشائين هم قبول ندارند ، و يا اينكه بگوييم هر مرتبه از مراتب شى ءِ در حال اشتداد ، مرتبه‌اى غير از مرتبهء قبل دارد : « كون المراتب فى الاشتداد انواعاً » يعنى مراتب اشتداد ، انواع هستند . اين مطلب را خود مشائين هم قبول دارند . مرحوم آخوند اين سؤال را مطرح مىكند كه آيا در اينجا آنچه كه حقيقت و واقعيت است ماهيت است يا وجود ؟ از ايندو يكى بايد واقعيت باشد و ديگرى بايد انتزاع ذهن باشد . اگر آنچه واقعيت است وجود است ، پس يك حقيقتِ واحدى داريم كه اشتداد پيدا كرده است و هر مرتبهء اين امر واحد قابليت انتزاع ماهيتى را دارد . معناى « قابليت انتزاع » اين است كه واقعاً در اينجا ماهيات متعدد وجود ندارد