تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 390

مساهمون:

ص٣٩٠
اختلاف روحيون و ماديون است كه آيا نفس انسان حاصل تركيب اجزاء مادى است يا نه . مىگويند نفس يعنى حيات ، و حيات هم حاصل تركيب اجزاء مادى است . يكى از مسائلى كه در باب نفس خواهند گفت اين است كه چون مىگويند ماده در سيلان است و هيچ جزئش در دو آن باقى نيست بنابراين مزاج كه يك كيفيت مادى و تابع خود ماده است امرى سيال است و به صورت يك امر باقى و مستمر در طبيعت نيست . آن شخص مىگويد ما در خودمان يك وجود باقى و مستمر را احساس مىكنيم . من به خودم علم حضورى دارم و به علم حضورى و شهودى درك مىكنم كه همان حقيقتى هستم كه در بيست سال يا پنجاه سال پيش بودم . پس من خودم يك امر مستمر هستم ولى مزاج محال است كه استمرار داشته باشد و دائماً در حال سيلان است . اگر نفس عين مزاج مىبود عين سيلان بود و من نمىتوانستم وجود خودم را به صورت يك امر مستمر احساس كنم . تا اينجا خيلى ارتباطى به بحث ما ندارد . بعد آن شخص گفته است كه ما اگرچه دائماً در حال تغيير هستيم ولى يك موجود باقى هستيم . از اين مطلب كه نفس يك جوهر باقى است اگرچه دائماً در حال تغيير است ، چنين بر مىآيد كه بوى حركت جوهرى به مشام گويندهء آن رسيده است . مرحوم آخوند همچنين مىگويد اين مسئله كه نفس ، مزاج نيست آنقدر برهان دارد كه احتياجى به اين حرفها نيست . اين سخن كه « نفس در عين اينكه باقى است متغير است » به چه معناست و آيا حاوى تناقض نيست ؟ پاسخ اين است كه نفس بر خلاف عقل كه يك حقيقت مجرد است يك حقيقت نيمه مادى و نيمه مجرد است ، يعنى پايى در ماده دارد و سرى بيرون از ماده . نفس از آن جهت كه در ماده است متغير است و از آن جهت كه بيرون از ماده است ثابت است . پس در اينجا تناقضى نيست . اين يك مطلب داخل پرانتز بود و حال به « تنبيهٌ و توضيحٌ » مىپردازيم .

برهان بر اصالت وجود از راه حركت اشتدادى

در اين « تنبيهٌ و توضيحٌ » مرحوم آخوند سه مطلب را بيان كرده است كه هر سه مطلب جزء سخنان اختصاصى مرحوم آخوند و از نفايس نظرات ايشان است . يك