- راه سوم باز در كلمات مرحوم آخوند آمده استگو اينكه قابل خدشه و مناقشه است و آقاى طباطبايى هم در اينجا مناقشهاى با مرحوم آخوند دارند . يك مسئلهء بسيار عالى كه در آينده هم به شكل ديگرى طرح خواهد شد اين است كه تشخص و تعدد حركت به چيست كه حركتى را يك حركت بدانيم يا دو حركت يا چند حركت ؟ ملاك وحدت و كثرت در حركت چيست ؟ شكى نيست كه اگر فاعلها مختلف باشند يا مبدأها ، منتهاها و يا زمانها يكى نباشند ، اينها منشأ كثرت حركت مىشود . يا اگر مقولهها مختلف باشند مثلًا يكى حركت در أين باشد و ديگرى حركت در كيف باشد در اين صورت نمىتوانيم يك حركت داشته باشيم . نمىتوانيم بگوييم نيمى از يك حركت ، أينى است و نيم ديگر آن كيفى . اگر دو حركت هر دو مكانى باشند و همزمان هم باشند ولى جهت حركت آنها مختلف باشد باز يك حركت واحد نداريم . حتى بعد اين بحث مطرح مىشود كه اگر متحركى روى خط مستقيم به نقطهاى برسد و بعد باز گردد آيا اين ، دو حركت مىشود يا يكى ؟ در اينجا معتقدند كه اين تغيير جهت ، منشأ كثرت حركت مىشود .
در اين راه سوم چنين گفته شده كه يكى از امورى كه منشأ كثرت حركت مىشود مربوط به موضوع حركت است ، به اين معنا كه حركت اگر متحرك نداشته باشد ملاك وحدت ندارد . وقتى انگشت من حركت كرده و مسافتى را طى مىكند ، ما اين حركت را حركت واحد مىدانيم ، به اين دليل كه اين انگشت شىء واحدى است كه اين حركت را انجام داده و اين حركت وحدتش را از موضوع خودش دارد . پس ممكن است كسى اينطور بگويد كه ما از آن نظر در حركت نيازمند به موضوع هستيم كه موضوع ، حافظ وحدت حركت است . اين بيان چنان كه گفتيم قابل خدشه و مناقشه است .
ولى مرحوم آخوند در اينجا به وجه دوم كه مسئلهء قابليت و مقبوليت است و قويترين وجوه هم همين است استناد كرده و مىگويد حركت از آن جهت كه امرى
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 248
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٢٤٨