جلسهء بيستم
بسم اللَّه الرحمن الرحيم .
« و ستعلم أن العلة القريبة فى كل نوع من الحركة ليست الا الطبيعة . . . » « 1 » .
بحث ما دربارهء فصل نوزدهم بود كه تحت عنوان « فى حكمة مشرقية » بيان شده است و در بعضى چاپها عنوان فصل هم ندارد و به صورت تتمهء فصل گذشته آمده است . بهطور خلاصه مطلب فصل گذشته را يادآورى مىكنيم تا مطلب اين فصل روشن بشود .
گفتيم كه حركت نيازمند به موضوع يا « ما به الحركه » است ؛ موضوعى كه در تمام احوال حركت باقى باشد . اگر ما بخواهيم حركتِ واحدى داشته باشيم بايد از ابتداى حركت تا انتهاى آن يك موضوع واحدِ ثابتِ باقى وجود داشته باشد . منتها مرحوم آخوند گفتند كه موضوع بايد « بوجهٍ » ثابت باشد كه معناى كلمهء « بوجهٍ » از مطالب آينده روشن خواهد شد « 2 » . همچنين گفته شد كه موضوع حركت بايد امرى .
هامش
( 1 ) . اسفار ، ج 3 ، مرحلهء 7 ، فصل 19 ، ص 62 .
( 2 ) . [ كلمهء « بوجه » در اوايل فصل هجده آمده است : « . . . يجب ان يكون شىء ثابت بوجه حتى يعرض له الحركة » و توضيح مطلب در همين جلسه تحت عنوان « نظر مرحوم آخوند دربارهء موضوع حركت » داده شده است . ]