يا بايد عين وجود آن شىء باشد .
حرف مرحوم آخوند اين است كه در باب طبيعت ، اينطور نيست كه قبلًا چيزى وجود دارد آنطور كه در نظريهء محرك اول ارسطويى ، ابتدا چيزى وجود دارد بعد بر آن چيز حركت وارد مىشود مثل همان چرخ نخريسى ؛ بلكه ماوراء طبيعت ، نفس طبيعت را جعل مىكند ولى اين نفس طبيعت ، وجودش به گونهاى است كه از آن حركت انتزاع مىشود . در اين صورت نسبت حركت به متحرك ، نسبت تحليلى است نه نسبت خارجى « 1 » .
هامش
( 1 ) . سؤال : اشكال سابق كه در حركات عرضى آمد ، اينجا هم مىآيد . باز هم اينجا ذات كه خودِ حركت است تدريجى و ذومراتب است . وقتى مرتبهء اول معدوم مىشود مرتبهء دوم به وجود مىآيد . باز مىتوان پرسيد الآن مرتبهء قبلى كه معدوم شده ، علت تامهاش وجود دارد يا نه .
استاد : در فصل بعد اينها توضيح داده مىشود كه آن اشكال در اينجا نمىآيد . آنجا كه بايد علت به تبع حركت متغير باشد فقط و فقط در جايى است كه جعل تأليفى باشد . در جايى كه جعل بسيط باشد علت متغير نيست كه دليل اين مطلب بعد توضيح داده مىشود . اين فصلى است كه خيلى بايد روى آن كار كرد تا خوب حل بشود .