باشد كه نه بالفعل محض باشد ، نه بالقوهء محض ، بلكه بايد مركب از ما بالفعل و ما بالقوه باشد . بنابراين موضوع حركت بايد جسم باشد زيرا جسم يگانه چيزى است كه مركب از ما بالقوه و ما بالفعل است . بعد هم اين بحث را مطرح كردند كه حركت نمىتواند منوع جوهر باشد .
چرا حركت نيازمند به موضوع است ؟
يك مطلب در آنجا لازم بود شكافته شود كه مرحوم آخوند آن مطلب را نشكافته بود و ما هم آن را بيان نكرديم - و به همين جهت خلاصهء مطلب را تكرار كرديم - و آن اين است كه چرا حركت نيازمند به موضوع است ؟ وقتى مىگوييم « حركت نيازمند به موضوع است » يعنى حركت نيازمند به متحرك است . به چه دليل هرجا حركتى وجود دارد بايد متحركى وجود داشته باشد ؟ به مناسبتى قبلًا اين مطلب را - گويا در فصل دوازدهم - به شكل ديگرى طرح كرديم . چه مانعى دارد كه حركت بدون متحرك باشد ؛ مثلًا موج وجود داشته باشد بدون آنكه شىء متموّجى در كار باشد .
سه راه براى اثبات اين مطلب گفته شده است « 1 » . راه اول اين است كه حركت عرض است و عرض بدون موضوع محال است ( و لهذا اينجا به متحرك « موضوع » اطلاق شده است ) . پس حركت نيازمند به متحرك است .
راه دوم كه بيان خود مرحوم آخوند تقريباً بر اين اساس بود اين است كه حركت امرى « بين القوة و الفعل » است ؛ يعنى ، هم امرى است بالقوه و هم امرى است بالفعل ؛ از حيثى بالقوه است و از حيثى بالفعل . امرى است كه تدريجاً از قوه به فعل مىرسد و بنابراين امرى است حادث و بلكه عين حدوث است . ما قبلًا با بيان قاعدهء « كل حادث مسبوق بقوةٍ و مادةٍ تحملها » اثبات كرديم كه هر حادثى نيازمند قابل است ( اين قابل در مورد هر كدام از نفس ، صورت و عرض اسم خاصى دارد : بدن ، محل و موضوع ) .
به عبارت ديگر آنچه حادث است ، نحوهء وجودش تعلقى و مقبولى است ، يعنى هميشه وجودش به صورت يك مقبول ( قبول شده ) تحقق پيدا مىكند « 2 » .
هامش
( 1 ) . [ استاد در جلسهء سى و پنجم راه چهارمى هم بيان كردهاند . اين مطلب در جلسهء مذكور تحت عنوان « آيا اين تخالف واقعى است ؟ » آمده است . ]
( 2 ) . اشكال : اين بيان به همان بيان اول برمىگردد كه حركت عرض است و موضوع مىخواهد .
استاد : نه ، اينطور نيست . قابل و مقبول اعم از عرض و موضوع است . صورت هم مقبول است بدون اينكه عرض باشد . طبق اين قول ، حركت نه از آن جهت كه عرض است بلكه از آن جهت كه حادث است و مقبول است و وجودش وجود تعلقى است نيازمند موضوع است كه قهراً اعم است از اينكه عرض باشد يا صورت .