تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 207

مساهمون:

ص٢٠٧

دو تقرير صحيح از برهان مسبوق بودن حادث زمانى به ماده و امكان

اين برهان را مرحوم آخوند بايد به يكى از دو شكل تقرير مىكرد : يكى به تعبيرى كه اندكى قبل عرض كرديم ؛ يعنى به اين نحو كه يك ممكن ، يا امكان ذاتىِ آن براى موجود شدنش كافى است يا كافى نيست . اگر كافى است آن ممكن يك موجود مبدع است و حادث زمانى نيست . اما اگر امكان ذاتىاش كافى نيست ، پس نياز به شرطى دارد كه اين شرط بايد قبلًا وجود داشته باشد و به عبارت ديگر نحوهء وجودش نحوهء وجود تعلقى است . تقرير ديگرى كه مرحوم آخوند مىتوانست بيان كند اين است كه يك ممكن يا ممكن الوجود است به وجود غيرتعلقى ، و يا ممكن الوجود است به وجود تعلقى . اگر ممكن الوجود به وجود غيرتعلقى است و به چيزى وابسته نيست و همان امكان ذاتىاش براى موجود شدن آن كافى است ، پس وجودش بايد ابداعى باشد . اما اگر ممكن الوجود به وجود تعلقى است ، پس وجودش وجود در شىء ديگر يا با شىء ديگر است . بنابراين بايد در مرتبهء قبل و بلكه در زمان قبل ، شىء ديگرى وجود داشته باشد تا اين وجود به آن تعلق بگيرد . به اين دو بيان اخير ، ابتدا ماده اثبات مىشود و بعد از ماده ، امكان اثبات مىشود ، زيرا مىپرسيم آيا هر چيزى كه وجودش وجود تعلقى شد ، وجودى است كه بايد به يك چيزى تعلق بگيرد ، حال ، آن چيز هرچه باشد ، باشد ؟ آيا درست است كه بگوييم وقتى نفس و يا صورت درخت مىخواهد وجود پيدا كند بايد به چيزى وابسته باشد ، ولو آن چيز يك سنگ باشد ؟ ! البته چنين نيست ، زيرا در نظام عالم همه چيز در همه چيز وجود پيدا نمىكند و يك سنخيت خاص لازم است . اگر يك شىء وجودش تعلقى است و تعلق به شيئى پيدا مىكند ، آن شىء بايد استعداد پذيرش آن را داشته باشد . چيزى بايد در آن وجود داشته باشد كه به موجب آن چيز ، اين شىء بتواند در آن ، وجود تعلقى داشته باشد . آن چيز ، همان « امكان استعدادى » است . پس برهانى كه در اينجا مرحوم آخوند اقامه كرده است و محشين هم دربارهء آن سكوت كرده‌اند برهان نادرستى است ، ولى ما - چنان كه ديديم - برهان درست و مستحكم داريم كه اين برهان از كلمات ديگر خود مرحوم آخوند استنباط مىشود و چنان كه گفتيم حق اين بود كه مرحوم آخوند از راهى كه بوعلى وارد شده است وارد
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 207 | مرتضى مطهرى