از صورت بگيريم ديگر صورت ، صورت نيست « 1 » .
بنابراين انحاء وجودات مختلف است كه اين مطلب با اصالت وجود خيلى روشن است . حال كه نحوهء وجود مختلف است ، يك ممكن بالذات ، ممكن به هر نحوه وجودى نيست . اگر عقول مجرد ، ابداعى هستند به ماهيتشان ارتباط ندارد ، به وجودشان ارتباط دارد ؛ يعنى نحوهء وجود آنها غيرتعلقى است و لهذا نيازى به علت مادى ندارند ؛ و اگر صورت و عرض و نفس احتياج به ماده دارند به نحوهء وجود آنها ارتباط دارد .
حق اين بود كه مرحوم آخوند از اين مقدمات كه خود ايشان به ديگران ياد دادهاند در برهان خود استفاده مىكرد نه اينكه آن برهانى را ذكر كند كه بوعلى بيان كرده است ، زيرا چنان كه گفتيم اولًا در زمان بوعلى تفكيك ميان امكان ذاتى و امكان استعدادى نشده بود و ثانياً مسئلهء اصالت وجود براى بوعلى آن قدر مطرح نبود .
هامش
( 1 ) . همچنين در مورد نفس ، مسئلهء مشابهى صدق مىكند . اگرچه نفس چنان كه بعداً خواهيم گفت « وجود در ماده » ندارد ولى « وجود با ماده » دارد . اين معيت يك معيت تشريفاتى نيست ، يعنى نفس يك نحوه تعلق ذاتى با ماده دارد كه البته اين نحوه تعلق به گونهاى است كه با تجردش منافاتى ندارد . فرق بين عقل و نفس در همين است كه عقل ، مجرد است و هيچ گونه تعلقى به ماده ندارد ولى نفس ، تعلقى به ماده دارد كه آن تعلق به تعبير امروز جزو فرمول وجودش است . اصلًا نفس بودن نفس به تعلق به ماده است .
مرحوم آخوند در جاى خودش به تفصيل توضيح مىدهد كه نحوهء تعلق نفس به بدن چگونه است كه هم يك تعلق ذاتى است به طورى كه اتحادى ميان ايندو وجود دارد و نفس عين بدن است و بدن عين نفس ، و در عين حال دو چيز هستند و نفس مىتواند از بدن جدا شود به نحوى كه اين علقه بهطور كلى قطع شود . خيلى اشتباه است كه كسى رابطهء نفس با بدن را به صورت كبوتر و آشيانه و يا ناخدا و كشتى تصور كند . البته بيان شعر غير از بيان فلسفه است . در شعر گفته مىشود كه رابطهء نفس با بدن مانند رابطهء كبوتر با آشيانه ، يوسف با چاه و يا ناخدا باكشتى است . البته اين تعابير از نظر شعرى و ادبى درست است . خود بوعلى سينا هم در تعبيرات شعرى خودش مىگويد :
هبطت اليك من المحلّ الارفع .
و رُقاء ذات تعزّز و تمنّع .
ولى اين تشبيهات شاعرانه نبايد ما را به اشتباه بيندازد . علاقه وارتباطى كه ميان نفس و بدن هست ، خيلى عميقتر و جدىتر از علاقهاى است كه ميان كشتى بان و كشتى است ؛ اين علاقه و ارتباط به گونهاى است كه به نوعى وحدت منجر مىشود .