يك اشكال
در اينجا ابهامى و بلكه اشكالى در كلمات مرحوم آخوند هست و ممكن است مطالبى از ديگران داخل متن شده باشد . در مسئلهء قبلى كه عرض كرديم كه آيا هيولى حادث است يا مبدع ، مرحوم آخوند ابتدا نظر ديگران را ذكر مىكند و مىگويد هيولى مبدع است . [ ايشان براى اين مطلب دو دليل مشابه به دنبال هم ذكر مىكند كه در دليل دوم مىگويد كه ] اگر هيولى حادث باشد لازم مىآيد كه « أن يسبق للامكان امكان » .
اولًا اين استدلال درست نيست . اگر هيولى حادث باشد لازم مىآيد كه اين هيولى مسبوق به امكان باشد و آن امكان ، محمول يك هيولاى ديگر باشد . پس لازم مىآيد كه هيولى مسبوق به هيولاى ديگر باشد و آن هيولى مسبوق به هيولاى ديگرى باشد الى غير النهايه . پس مرحوم آخوند بايد اينطور مىگفت كه اگر هيولى حادث باشد لازم مىآيد كه « أن يسبق الهيولى هيولى اخر » يا « يلزم أن يسبق الهيولى امكان يحمله هيولى اخر الى غير النهايه » « 1 » ؛ يعنى لازمهء حدوث هيولى ، حدوث هيولاهاى غير متناهى است نه امكانهاى غير متناهى . ثانياً مرحوم آخوند درست پس از آنكه براى اثبات مبدع بودنِ هيولى مىگويد امكانهاى غير متناهى نمىتواند وجود داشته باشد ، مىگويد ولى امكان ، خودش حادث است و هر امكانى مسبوق به امكان قبلى است ؛ يعنى در فاصلهء چند سطر دو عبارتى آمده است كه از آنها تناقض در مىآيد . اشكال دوم را به شكلى مىتوانيم توجيه كنيم كه بعد عرض مىكنيم « 2 » ولى مجموع ايندو با يكديگر قابل توجيه نيستند و حتماً يك نوع خللى در عبارات از ناحيهء ديگران پيدا شده است .
حقيقت امكان استعدادى چيست ؟
گفتيم در مورد اينكه امكان استعدادى عين امكان ذاتى هست يا نه ، اختلافى در كلمات مرحوم آخوند ديده مىشود كه حاجى مىخواهد ايندو را با هم جمع كند ، ولى چنان كه خواهيم ديد توجيه او درست نيست . به هر حال سؤال اين است كه حال .
هامش
( 1 ) . [ استاد در هنگام تطبيق درس با متن ، عبارت « أن يسبق للامكان امكان » را به صورت « أن يسبق له امكان » تصحيح مىكنند كه ضمير در « له » به موضوع برمىگردد . به بخش پايانى مراجعه شود . ]
( 2 ) . [ استاد اين توجيه را بعداً بيان نكردهاند . ]