تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢
بنابراين محال است كه شيئى حدوث زمانى پيدا كند بدون آنكه در زمان قبل از حدوث شىء ، امكانش وجود داشته باشد و بدون آنكه ماده‌اى كه حامل آن امكان است در زمان قبل وجود داشته باشد . اين معناى اين قاعده‌اى است كه مىخواهيم اثبات كنيم « 1 » .

برداشتهاى مختلف در مورد حدوث اشياء

ما قبل از آنكه برهان اين قاعده را ذكر كنيم اول مطلب را از جاى ديگر يعنى از آنچه كه مىبينيم شروع مىكنيم . يك امرى كه ما در عالم احساس مىكنيم و برايمان مسلّم است و جاى هيچ گونه شك و ترديد نيست اين است كه اشيائى در عالم حادث مىشوند . اين گل كه در بهار امسال وجود پيدا كرده است در زمستان گذشته نبود و نوزادى كه امسال وجود دارد در سال پيش نبود . در اينجا به چند صورت مىتوان اظهار نظر كرد . يك طرز فكر اين است كه بگوييم اين رويدادها امرى ظاهرى است يعنى در واقع هيچ چيزى در عالم حدوث پيدا نمىكند ؛ هرچه هست از ازل بوده است و تا ابد هم باقى خواهد ماند . ما به نظرمان مىآيد كه چيزهايى حادث مىشوند ولى در واقع چيزى حادث نمىشود ؛ آنچه روى مىدهد تنها جابجا شدن اشياء است . مثلًا ما كه در اينجا هستيم در يك وضع خاص نشسته‌ايم ؛ من اينجا نشسته‌ام و شما آنجا نشسته‌ايد . اگر اين وضع را بهم بزنيم و هركس جاى ديگرى بنشيند ظاهرى عوض .
هامش
( 1 ) . آقايانى كه درس را مىنويسند توجه دارند كه نوشتن اين عيب را دارد كه مجال تفكر را از انسان مىگيرد ، يعنى در حالى كه انسان مشغول نوشتن است مثل يك ضبط صوت مىشود و نمىتواند مطلب را جذب كند . در حالى كه دارد بحث مىشود اگر گوش كنيد و فكر كنيد مفيدتر است ، همان رسمى كه طلبه‌هاى قديم داشتند و خيلى رسم خوبى بود . نوشتن در هنگام درس در قم هيچ معمول نبود . ابتدا در مشهد معمول شد و بعد ، از مشهد به قم سرايت كرد . اين ، فكر انسان را ضعيف مىكند و نمىگذارد كه فكر قوى شود . طلاب قديم كوشش مىكردند كه در پاى درس ، آن را جذب كنند و فكر كنند و به ذهن بسپارند ؛ بعد كه مىرفتند ، شب درس را مىنوشتند . گو اينكه ممكن بود مقدارى از مطالب از آنها فوت شود ولى همان مقدار كه مىماند خيلى بهتر بود ، حتى اگر دو ثلث مطلب يا نصف مطلب مىماند . اين ارزشش بيشتر بود از اينكه همه را پاى درس بنويسند . خصوصاً حالا كه ضبط صوت هست اگر كسى بخواهد مىتواند بعد از درس از آن استخراج كند . حال نه اينكه اگر كسى بنويسد من ناراحت مىشوم ، از نظر من فرقى ندارد ؛ براى راهنمايى عرض كردم . اينها مسائلى است كه انسان تا دربارهء آنها فكر نكند و فكرش ورزيده نشود آنها را درك نمىكند .