تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 188

مساهمون:

ص١٨٨
- پس مبدأ حركات خاص ، اينكه هر جسمى به نوعى حركت و جنبش خاص دارد و به نوعى غايت جستجو مىكند ، نه جسميت است ( چون جسميت ميان همهء اجسام مشترك است ) و نه مفارقات است ( چون نسبت مفارقات با همهء اجزاى عالم على السويه است ) بلكه منشأ حركات خاص ، صور نوعيه است كه آن را قوه يا طبيعت مىنامند « 1 » . حركات بر دو قسم است ، نفسانى و طبيعى كه بعدها در اين باره بحث خواهد شد . حركاتى را كه موجودات زنده مثل گياهان دارند حركات نفسانى مىنامند ، چون حيات مساوى با نوعى نفْس است . حركاتى كه در حيوانات است و به طريق اولى حركاتى كه در انسان است و همچنين حركاتى كه در افلاك است - چون اينها براى افلاك نفوس قائل بودند - همه حركات نفسانى هستند .

گريزى به يكى از راههاى اثبات نفس

قدما معتقد به طبايع چهارگانه بودند همچنان كه به عناصر چهارگانه و اخلاط چهارگانه اعتقاد داشتند :
چهار طبع مخالف سركش * چند روزى شوند با هم خوش
گر يكى زين چهار شد غالب * جان شيرين برآيد از قالب
.
هامش
( 1 ) . سؤال : شايد منشأ ، همان امر مجرد باشد اما اختلاف به خاطر اختلاف در ظرفيتهاى اشياء باشد . استاد : اين را قبلًا در بررسى سخن فخر رازى گفتيم . ظرفيتها از كجا مختلف مىشود ؟ هيولى حقيقتى است واحد بالجنس و بلكه واحد بالنوع و صورت جسميه هم حقيقتى است واحد بالجنس و واحد بالنوع . اگر قائل به صورت نوعيه نشويد ديگر اختلاف ظرفيت پيدا نمىشود . تازه اگر با صور نوعيه بتوانند اختلاف ظرفيتها را درست كنند ، خيلى كار مهمى انجام داده‌اند . بدون صور نوعيه امكان ندارد اين اختلاف ظرفيتها درست شود . سؤال : چرا تنوع اجسام به خاطر اعراض نباشد ؟ . استاد : شيخ اشراق چنين فرضى را مطرح كرده و گفته است چه مانعى دارد كه تنوع اجسام به تبع يك سلسله اعراض باشد ؛ يعنى از تركيب يك جوهر با عرض ، نوع به وجود بيايد . اين ايراد را در جاى خود به درستى جواب داده‌اند . اين كه از اول عرض كردم كه عنوان ما يك عنوان سلبى است براى اين بود كه معلوم باشد كه ما در اين فصل در مقام اثبات صورت نوعيه نيستيم . مرحوم آخوند هم مىگويد در آينده اين مطلب را اثبات خواهد كرد .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 188 | مرتضى مطهرى