جور درمىآيد . مقصود ايشان از « محرك مباشر » آن محركى است كه فقط حركتى را بر جسمى عارض مىكند . اگر قوهاى كتاب را حركت بدهد حركتِ عارضى را عارض جسم مىكند . مقصود ايشان از محركى كه « لا على سبيل المباشره » باشد محركى است كه موجد يك ذاتى است كه لازمهء آن ذات حركت است ، همان كه در فصل دوازدهم بحث كرديم و بعد در فصل پانزدهم و نيز در فصل بيستم مفصلتر در اين زمينه بحث مىشود و چون در آينده بحث مىشود ما در اينجا اطالهء كلام نمىكنيم « 1 » .
تقسيم چهارم
تقسيم ديگر اين است كه محرك « إمّا يحرك بأن يتحرك و إمّا يحرك لا بأن يتحرك » .
مقصود اين است كه محرك يا در عين اينكه محرك شىء است خودش هم متحرك است و يا محرك در عين اينكه محرك شىء است خودش متحرك نيست . اينكه يك شىء ، محرك شيئى باشد و خودش هم متحرك باشد عجالتاً به توضيح نياز ندارد . يك مثال آن قوهء در دست است كه دست را حركت مىدهد و خودش سكون ندارد و همراه دست حركت مىكند .
ولى آيا ما محركى داريم كه متحرك نباشد ؟ اين دو جور فرض مىشود ، يعنى دو مصداق دارد ، گو اينكه هر دو عملًا در يك مورد مىتوانند پياده شوند . گاهى متحرك غايتى را جستجو مىكند و در جستجوى يك غايت و يك كمال است . در اينجا آن كمال نهايى به عنوان يك علت غايى ، محرك اين شىء است بدون آنكه خود آن ، متحرك باشد كه تفصيل آن در بحثهاى آينده مىآيد . اگر ما اين را قبول .
هامش
( 1 ) . سؤال : لطفاً تفاوت محرك باواسطه و بىواسطه را با محرك غير مباشر و مباشر كمى توضيح دهيد .
استاد : در تقسيم اول مقصود اين است كه فاعل كه مىخواهد شىء را حركت بدهد گاهى حركت را به واسطهء يك ابزار به اين شىء مىدهد . پس بين محرك و متحرك واسطهاى در كار است . مقصود از تقسيم ديگر [ تقسيم محرك به مباشر و غير مباشر ] اين است كه اين محرك كه به اين متحرك ، حركت مىدهد دو جور است : يك وقت است كه ذات متحرك يك چيز است و حركت چيز ديگرى است و محرك حركتى را به اين متحرك عارض مىكند و هيچ واسطهاى هم ممكن است در كار نباشد . اين متحرك در ذات خودش حركت را فقط قبول مىكند . محرك « لا على سبيل المباشره » آن است كه نفس ذات متحرك را ايجاد مىكند نه اينكه حركت را به متحرك موجود عارض مىكند . اينها چون در اين فصل به عنوان مسائل مقدماتى آمده در اينجا در مورد آن زياد بحث نمىكنيم .