تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 96

مساهمون:

ص٩٦
را انتزاع مىكند . 2 . « لِلصِّدْقِ فِى الْمَعْدومِ » برهانى است كه اقامه كرده‌اند بر اينكه وجود اينها اعتبارى است . 3 . « وَالتَّسَلْسُلِ » برهان دومى است كه اقامه كرده‌اند بر اعتبارى بودن اينها . 4 . « ماصَحَّ انْ لَوْلَمْ تَكُنْ مُحَصَّلة - امْكانُهُ لا ، كانَ لاامكانَ لَه » اشاره به برهانى است كه مخالفين اقامه كرده‌اند براى عينى بودن اينها . 5 . « وَانَّهُ رَفْعُ النَّقيضَيْنِ لَزِم » برهان دومى است كه بر عينى بودن مواد ثلاث اقامه كرده‌اند . 6 . « وَالْواجِبُ عَنْهُ الْوُجوبُ يَنْحَسِم » برهان سومى است كه بر عينى بودن اينها اقامه كرده‌اند ، كه هر سه را جواب داديم . تا اينجا مطلب تا آن مقدارى كه حاجى گفته است پايان مىپذيرد « 1 » . فقط يك مطلب باقى مانده است - كه در آن جلسه هم سؤال شد - و آن اينكه : اين آقايان مىگويند وجود اينها اعتبارى است و ما هم گفتيم كه مقصود از اعتبارى در اينجا يعنى وجود رابط . حال مىخواهيم ببينيم فرق ميان حرف اين آقايان و حرفى كه كانت و امثال كانت گفته‌اند - كه آنها هم اينها را امور عقلى دانسته‌اند - چه مىشود . تحقيق اين مطلب را به درس ديگر موكول مىكنيم « 2 » .
هامش
( 1 ) . اگر بگوييم « به پايان مىرسد » غلط است ، بايد بگوييم : « پايان مىپذيرد » . ( 2 ) . [ براى حفظ انسجام مطالب ، بحث « شناخت » در پايان مباحث مواد ثلاث قرار گرفت . ]