تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 94

مساهمون:

ص٩٤
اينها امور وجودى نيستند اقامه مىكنند .

براهين قائلين به عينى نبودن مواد ثلاث .

برهان اول

يك برهان اين است كه مىگويند ما مىبينيم كه اينها - نه همهء اينها ، بلكه فقط امكان و امتناع ( البته احكام فرق نمىكند ، همهء اينها يك حكم دارند ) - همان گونه كه در مورد امور وجودى صدق مىكنند دربارهء امور عدمى و معدومات هم صدق مىكنند . امتناع كه اصلًا هميشه در مورد معدومات است . ما مىگوييم جمع نقيضين ممتنع است ، جمع ضدين ممتنع است ؛ مىگوييم محال است كه يك شكل در آنِ واحد هم كروى باشد و هم مكعب ؛ محال است كه يك شكل در آن واحد هم دايره باشد و هم مربع . اين گونه امور را مىگوييم ممتنع است . آيا در آنجا كه چيزى ممتنع است مىتوانيم بگوييم امتناع وجود دارد با اينكه خود ممتنع يعنى آن چيزى كه در خارج وجود ندارد ؟ شكلى را كه در آن واحد هم دايره باشد هم مربع ، مىگوييم ممتنع است وجود داشته باشد ؛ آيا مىشود موصوف وجود نداشته باشد ولى صفتش در خارج وجود داشته باشد ؟ آيا مىشود خود شى ءِ ممتنع وجود نداشته باشد ولى امتناعش امر عينى باشد ؟ واضح است كه نمىتواند چنين چيزى باشد . امكان هم همين جور است . امكان ، هم دربارهء موجودات صادق است هم دربارهء معدومات . ممكن است يك انسانى باشد كه مثلًا يك سر داشته باشد و دو زبان و يا انسانهايى در روى زمين باشند كه بجاى ده انگشت صد انگشت داشته باشند . اين يك امر ممكن بالذات است ؛ وجود ندارد ولى ممكن بالذات است . ما مىگوييم انسان صد انگشتى ممكن الوجود است . اين حرف درست است يا درست نيست ؟ درست است ؛ و حال آنكه خود انسان صد انگشتى وجود ندارد . درعين اينكه وجود ندارد ممكن الوجود است . پس موصوفِ اين « امكان » معدوم است . وقتى كه موصوفش معدوم باشد آيا صفتش مىتواند يك امر وجودى باشد در خارج ؟ اگر چنين باشد پس بايد عرض بدون موضوع در خارج وجود داشته باشد .