تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 93

مساهمون:

ص٩٣
درست نيست :
ماصَحَّ انْ لَوْ لَمْ تَكُنْ مُحَصَّلَة * امْكانُهُ لا ، كانَ لا امْكانَ لَه
اينها گفته‌اند اگر امكان امر محصل و وجودى نباشد پس چه فرقى مىماند ميان اينكه بگوييم امكانى نيست يا بگوييم امكان هست ولى امكان امر عدمى و امر اعتبارى است ، كه مثالش را به پول زديم كه چه فرق مىكند ميان اينكه بگوييم زيد پول ندارد يا بگوييم زيد پول دارد ولى پول امر عدمى است ؟ اما اين يك مغالطه است ، زيرا وقتى كه مىگوييم زيد پول ندارد ، پول را يك امر وجودى گرفته‌ايم و مقصود ما اين است كه آن امر وجودى را ندارد ؛ بعد پول را يك امر عدمى اعتبار مىكنيم و مىگوييم زيد پول دارد ؛ آن وقت مىگوييم چه فرق است ميان اينكه « زيد پول ندارد » با اين كه « زيد پول دارد و پول امر عدمى است » ؟ بله ، ميان اينكه بگوييم زيد پول ندارد يعنى پولِ وجودى را ندارد و اينكه بگوييم پول دارد و پول امر عدمى و اعتبارى است هيچ فرقى نيست . اما اگر از اول بگوييم پول امر عدمى است آن وقت « پول دارد » يعنى امر عدمى را دارد و « پول ندارد » يعنى امر عدمى را ندارد و نقطهء مقابلش را كه امر وجودى است دارد . اينها با هم يكى نمىشود . شما در اين مغالطه مىگوييد چه فرق است ميان اينكه زيد پول ندارد يا زيد پول دارد و پول امر عدمى است ؟ مىگوييم : بله ، اگر اول پول را يك امر وجودى بگيريم و بگوييم پولى كه به معناى امر وجودى است ندارد ، و بگوييم پول دارد ولى پول به معنى امر عدمى را دارد ، ايندو يكى مىشود . اما اگر از اول ما پول را يك امر عدمى بدانيم ايندو يكى نيست . خيلى فرق است ميان اينكه پول را كه يك امر عدمى است ندارد و اينكه پول را كه همان امر عدمى است دارد . پولى كه امر عدمى است ندارد ، يعنى خلافش را كه امر وجودى است دارد . مثلًا فقر يك امر عدمى است . در اينكه فقر يك امر عدمى است بحثى نيست . فقر يعنى پول نداشتن . آيا فرقى نيست ميان اينكه بگوييم زيد فقر ندارد و اينكه بگوييم زيد فقر دارد ؟ چرا ، فرق هست . زيد فقير است يعنى فاقد غناست ، زيد فقير نيست يعنى فاقد فقد غناست يعنى غنا را دارد . پس اينها خيلى با يكديگر فرق مىكند و آن دليلى كه شما در اينجا گفته‌ايد يك مغالطه است . سه دليل و برهانى را كه قائلين به عينى بودن مواد ثلاث ذكر كرده و خواسته‌اند با اين براهين ثابت كنند كه اينها يك سلسله امور وجودى و امور عينى هستند بيان كرديم و جواب آنها را هم گفتيم . حال ببينيم خود اين آقايان چه براهينى بر اينكه