اعتبارى در آنجاست ؛ يعنى نحوهء اعتبارى بودن مواد ثلاث به همان نحو است .
اقوال در باب نحوهء وجود مواد ثلاث
حال ما در مورد نحوهء وجود مواد ثلاث دوقول در مقابل يكديگر داريم : يكى آن قولى كه وجود اينها را رابطى مىداند تحت عنوان اينكه اينها وجود عينى دارند ، و ديگر آن قولى كه وجود اينها را اعتبارى مىداند تحت عنوان اينكه اينها وجود اعتبارى دارند . بسيارى از متكلمين براى اينها وجود رابطى قائل شدهاند . اصلًا بحث اينكه وجود اين مواد ثلاث چه نحو وجودى است قبلًا مطرح نبوده است ، حتى در كلمات شيخ هم زياد مطرح نشده است ، بعد متكلمين اين بحث را زياد مطرح كردهاند و بعد از متكلمين شيخ اشراق هم مطرح كرده است .
ادلهء قائلين به عينى بودن مواد ثلاث
كسانى كه نحوهء وجود اينها را وجود رابطى مىدانند چند دليل بر مدعاى خود آوردهاند .
دليل اول
گفتهاند مگر اينها دربارهء اشياء در خارج صدق نمىكنند ؟ مىگوييم : چرا .
مىگويند اگر بپرسيم كه اين كتاب آيا ممكن الوجود است يا نه ، چه مىگوييد ؟ مگر نمىگوييد اين كتاب ممكن الوجود است و ذات حق واجب الوجود است ؟ مىگوييم :
چرا . مىگويند همين قدر كه مىگوييد اين انسان ممكن الوجود است پس امكان را بر اين انسان حمل كردهايد ، پس بايد امكان وجود داشته باشد تا قابل حمل بر انسان باشد ؛ يعنى بايد انسان در خارج وجود داشته باشد ، امكان هم در خارج وجود داشته باشد تا اين امكانى كه وجود دارد يعنى وجودِ امكان بر وجود انسان حمل شود ، همانطور كه اگر مىگوييم جسم ابيض است بايد جسم وجودى داشته باشد ، بياض هم وجودى داشته باشد تا وجود بياض بر وجود انسان حمل شود . اگر