فلسفى ، مسلم است كه چنين نيست . در اين مطلب هيچ شكى نيست . پس ما بايد ببينيم از آن وجودهايى كه در اينجا مطرح شد كداميك را مىتوانيم براى اين مواد قائل باشيم . آيا وجود محمولى مىتوانيم برايش قائل باشيم يا وجود رابط و اگر وجود محمولى قائل شديم وجود محمولى نفسى مىتوانيم قائل باشيم يا وجود محمولى رابطى ؟ .
درميان اين احتمالات احتمال اينكه وجود محمولى باشد و رابطى هم نباشد يعنى وجود محمولى نفسى باشد قابل فرض نيست . اين احتمال را كسى نداده است و نمىدهد ، جاى آن هم نيست ، چون معنايش اين است كه وجوب و امكان و امتناع وجودهاى محمولى جوهرى داشته باشند ؛ يعنى درميان اعيانى كه ما در عالم داريم و درميان اشياء مادى و مجردى كه ما در عالم داريم از قبيل جسم ( كه يك امر مادى است ) و روح ( كه يك امر غيرمادى است ) ، يك اعيانى هم داريم به نام وجوب و امكان و امتناع كه اينها اگر مادى هستند جزء عناصر اين عالمند و اگر روحى هستند در عالم ديگرى وجود دارند . نه ، اين احتمال را كسى نمىدهد و جاى احتمالش هم نيست . پس دو احتمال ديگر باقى مىماند ، يعنى بيش از دو احتمال هم نمىشود داد و بيش از دو نظريه در اينجا وجود ندارد :
1 . وجود اينها از نوع وجود رابط باشد يعنى از نوع معنى حرفى باشد .
2 . وجود اينها وجود محمولى باشد ولى وجود محمولىِ رابطى ، يعنى از قبيل وجود اعراض باشد .
حال حاجى در اين فصل كه تحت عنوان « غررٌ فى أنّها اعتباريّة » مطرح كرده است ، نحوهء وجود اين مواد ثلاث را بيان مىكند ؛ و در ذيل اين غرر و با توضيحاتى كه در اين فصل داده مىشود معنى آن شعرى كه در فصل قبل بود : « قدكان ذاالجهات فى الاذهانِ - وجوبٍ امتناعٍ أو امكانٍ » روشنتر مىشود .
مىفرمايد : « غررٌ فى أنّها اعتبارية » . عنوان فصل اين است كه اينها اعتبارىاند و حال آنكه ما گفتيم اينها اعتبارى به آن معنا كه اساساً هيچ وجود ندارند و قراردادى محض هستند و بسته به فرض فارضاند - چه فرض فردى كه فارضش يك فرد و
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 86
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٨٦