تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧
يك شخص باشد و چه فرض اجتماعى كه فارضش جامعه باشد - نيستند ؛ و گفتيم حال كه اعتبارى به آن معنا نيستند پس بايد براى آنها نوعى وجود قائل باشيم ، منتها در اينكه آيا وجود آنها وجود رابط است يا وجود رابطى دو قول و دو احتمال وجود دارد . پس مقصودشان از اينكه اينها اعتبارى هستند چيست ؟ . مقصودشان اين است كه نحوهء وجود اينها نحوهء وجود رابط است ، ولى همين را به اسم « اعتبارى » ناميده‌اند . « اعتبارى » در اينجا به معنى « انتزاعى » است نه اعتبارى به آن نحو كه اختيارش به دست انسان باشد ؛ يعنى اعتبارىاى است كه ضرورتاً عقل آن را اعتبار مىكند ، مثل زوجيت « 1 » است كه عقل از اربعه انتزاع مىكند و براى اربعه اعتبار مىكند ، ولى اين به اختيار عقل نيست كه اگر دلش بخواهد براى اربعه اعتبار كند و اگر دلش بخواهد براى اربعه اعتبار نكند و مثلًا براى خمسه اعتبار كند ؛ نه ، انتزاع است ؛ يعنى عقل ضرورتاً آن را اعتبار مىكند . همين قدر كه اربعه را تصور كرد انتزاع مفهوم زوجيت از آن و اعتبار مفهوم زوجيت براى آن ضرورى است . ضرورت عقل است و انتزاعى است به همان معنايى كه معمولًا حكما آن را « انتزاعى » مىگويند . ماهيت هم كه مىگويند اعتبارى است به همين نحو است . ماهيت هم كه اعتبارى است نه به معنى اين است كه اعتبار قراردادى است و به اختيار ماست كه اگر دلمان بخواهد براى اين وجود ، انسان را اعتبار كنيم و اگر دلمان نخواهد براى اين وجود گوسفند را اعتبار كنيم ؛ نه ، اين اعتبار اعتبارى است كه ضرورت منطقى دارد ؛ انتزاع است ولى انتزاعى است كه عقل بالضروره اين انتزاع را مىكند و محال است كه اين انتزاع را نكند . از اين نظر است كه مىگوييم اعتبارى در اينجا مثل .
هامش
( 1 ) . - ( با لحن شوخى ) برعكس آن زوجيت ( پيوند زناشويى ) كه قبلا گفتيم . استاد : بله ، برعكس آن زوجيتى كه قبلا گفتيم . درست عكس آن زوجيت است . اين دو زوجيت عكس يكديگرند . ولى همان اعتبارى قراردادى به نظر آقاى ( ح ) [ سؤال كننده ] خيلى بهتر است از اين اعتبارى ( خنده حضار ) . همان اعتبارى با اينكه ريشه‌اى ندارد براى ايشان دل پسندتر است ! . - آخر بعضىها اشتباه مىكنند ، مىگويند چگونه در يك سخن دوبار زوجيت به كار رفته است ، يك جا اعتبارى وجودى است و يك جا اعتبارى قراردادى ، كه تذكر لازم بود . استاد : بله ، صحيح است .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 87 | مرتضى مطهرى