تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 78

مساهمون:

ص٧٨
ملاك اين بىنيازى از تعريف را هم بيان خواهيم كرد .

توضيح

اما شعر اول را كه مىگفت : « قد كان ذاالجهات فى الأذهان - وجوبٍ امتناعٍ أو امكانٍ » به دو نحو مىشود معنى كرد : يكى به همين نحو كه خود حاجى در اينجا معنى كرده است كه اينها را ما در ذهن « جهت » مىناميم ؛ يعنى اينها در خارج هستند ، در ذهن هم هستند ، در ذهن نامشان يك چيز است و در خارج نامشان چيز ديگر ؛ اينها در ذهن جهت‌اند و در خارج ماده . اينكه مىگوييم وجود در اذهان صاحب جهت است يعنى در اعيان صاحب ماده است . حاجى در شرح نيز به همين نحو معنى كرده است « 1 » ، ولى با توجه به يك مطلبى كه خود حاجى در حاشيه اسفار مىگويد اگر اين شعر را به نحو ديگر معنى مىكرد خيلى بهتر بود . آن معنى ديگر اين است كه اين سه امر و اين سه جهت ( وجوب و امكان و امتناع ) وجود محمولى و وجود مستقلشان در ذهن است و اينكه مىگوييم : « در خارج وجود ندارند » يعنى وجود مستقل و وجود محمولى ندارند ؛ و به تعبير ديگر وجود در ذهن ، اينها را به صورت مستقل دارد ، يعنى اينها در ذهن صلاحيت اين را دارند كه محمول وجود قرار بگيرند ولى در خارج صلاحيت براى محموليت ندارند . و ما در باب معقولات ثانيه گفتيم كه [ در ] اين تعبير كه مىگويند معقول ثانى آن چيزى است كه ظرف عروضش ذهن است ولى ظرف اتصاف گاهى ذهن است و گاهى خارج - و حاجى خودش در حواشى اسفار « 2 » اين‌طور معنى كرده بود كه معنى .
هامش
( 1 ) . [ عبارت حاجى چنين است : « هذا اشارة الى انّها فى الخارج سواد و فى الاذهان جهات » . ] ( 2 ) . [ عبارت حاجى در حاشيه اسفار ( فصل ششم از بحث مواد ثلاث ) چنين است : « وقددريت من هذا معنى قولهم فى تعريف المعقول الثانى الفلسفى أنه الذى يكون عروضه للمعروض فى العقل سواء كان اتصاف المعروض به فى العقل أوفى الخارج ، فان المراد بكون الاتصاف به فى الخارج كون وجوده الرابط فى الخارج كما أن المراد بكون عروضه فى العقل أن وجوده المحمولى الرابطى انما هوفى العقل » ( اسفار ، ج 1 ، چاپ جديد ، پاورقى صفحهء 140 ) . ]