تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 77

مساهمون:

ص٧٧

جهات ثلاث و بداهت آنها

قَدْ كانَ ذَا الْجِهاتِ فِى الْاذْهانِ * وُجوبٍ امْتِناعٍ اوْ امْكانٍ
وَ هْىَ غَنِيَّةٌ عَنِ الْحُدودِ * ذاتُ تَأَسٍّ فيهِ بِالْوجودِ
در اينجا دو شعر هست ( همان دو شعرى كه در آخر فصل قبل بود ) ؛ اين دو شعر را ترجمه مىكنيم و سپس دربارهء آنها توضيحى مىدهيم و توضيح بيشتر را به فصل بعد موكول مىكنيم . حاجى به اين نحو كه من عرض مىكنم بيان نكرده است و اين نحو كه من عرض مىكنم مطلب را روشن‌تر مىكند . در شعر اول مىفرمايد :
قدكان ذا الجهات فى الأذهان * وجوبٍ امتناعٍ أو امكانٍ
يعنى وجود ، اين جهات ( وجوب و امكان و امتناع ) را در اذهان دارد نه در اعيان . ( البته اين شعر را دوجور مىشود معنى كرد كه به زودى در اين باره بحث خواهيم كرد و خواهيم گفت كه اين شعر را چگونه بايد معنى كرد ) . شعر بعدش اين است :
و هى غنية عن الحدود * ذات تأسّ فيه بالوجود
سخن در اين است كه تعريف اينها چيست . مىگويند اينها مثل خود وجود بىنياز از تعريف‌اند . همان گونه كه وجود از نظر تعريف بديهى است و نياز به تعريف ندارد وجوب و امكان و امتناع هم بديهى التصورند و احتياج به تعريف ندارند ، كه
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 77 | مرتضى مطهرى