صورت غيرمستقل . اما بحثى كه صدرالمتألهين كرده است راجع به اينكه همهء وجودات وجود رابط هستند و وجود مستقل فقط ذات بارى تعالى است آن بحث مربوط به حقيقت وجود است . رابط بودن در آنجا با رابط بودن در اينجا از زمين تا آسمان متفاوت است . رابط بودن در آنجا به معنى لامستقل بودن در مفهوميت نيست ، به معنى لامستقل بودن در ذات است ، به همان معناست كه در مبحث جعل گفتيم ؛ يعنى هر موجودى كه معلول باشد و علت موجده داشته باشد وجودش عين ايجادش و ايجادش عين اضافه و ارتباطش است با علت . هر معلولى در عالم چنين است مگر آن ذاتى كه معلول نيست كه ذات واجب تعالى باشد . هر معلولى در عالم ، وجودش عين تعلق به علتش است نه اينكه ذاتى دارد و تعلقى ، كه تعلقش به علت غير از ذاتش باشد ، بلكه ذاتش عين تعلقش است به علت . پس وجود رابط در آنجا اصلًا به معنى ديگر است . اينجا اگر مىگوييم « وجود رابط » بحث روى عالم ذهن است و آنجا كه مىگوييم « وجود رابط » بحث روى عالم عين است . رابط در عالم عين يك معنى مىدهد ، رابط در عالم ذهن معنى ديگرى مىدهد « 1 » و احتياجى به اين توجيهات هم ندارد .
بعد مىرسيم به آن مطلب ديگر كه « قدكان ذا الجهات فى الاذهان - وجوب امتناع او امكان » كه باشد براى درس بعد « 2 » .
هامش
( 1 ) . - رابط در عالم ذهن تعلقش به مفاهيم است ؟ .
استاد : اصلا مربوط به عالم عين نيست ، مربوط به مفاهيم است . مفهومها يا مستقلند يا رابط . اينجا بحث اين است كه وجودات در عالم عين يا مستقلند يا رابط ، و درواقع عينيت يا مستقل است يا رابط . آنجا ذهنيت است و اينجا عينيت . ذهنيت يك مسأله است و عينيت مسأله ديگر . در عالم ذهنيت ، شىء از آن جهت كه يك امر ذهنى است و صورتِ يك امر ديگرى است كه از آن امر ديگر در خارج حكايت مىكند و شىء از آن جهت كه مفهوم است ، يا مستقل است يا رابط . اين مربوط به ذهنيت است . بعد مىآييم روى عينيت : وجود از آن جهت كه عينيت است و عين عينيت است ، يا عينيت مستقل است يا عينيت رابط و اينها اساساً [ از ] دو باب است و دو مسأله است .
( 2 ) . - ممكن است كسى اين سؤال را بكند كه وجود عينى خارجى فقط وجود اسمى است ؟ .
استاد : بله ، اين سؤال خوبى است كه اصلا آيا معانى حرفيه انتزاع محض هستند و بنابراين مصداقى ندارند و هرچه كه مصداق دارد معناى اسمى است ، يا اينها هم خودشان در عالم عين مصداقى دارند ؟ حكما حتى ملاصدرا تعبيرشان هميشه اين است كه حتى اينها يعنى