تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 73

مساهمون:

ص٧٣

حل يك اشكال

حال اگر به اين نحو كه ما تقسيم كرديم تقسيم كنيم يك اشكالى هم كه ممكن است به ذهن بيايد كه خود حاجى هم آن را نقل كرده است به كلى رفع مىشود . آن اشكال اين است : صدرالمتألّهين يك اصطلاح ديگرى دارد - غير از اين اصطلاحى كه با ميرداماد مشترك است و درواقع اصل اصطلاح از ميرداماد است - و آن اين است كه مىگويد اصلًا تمام وجودها به استثناى ذات بارى تعالى وجود رابط هستند ، ربط محض‌اند و وجود رابط هستند . آيا مقصود او از وجود رابط كه مىگويد همهء « ماسوى اللَّه » وجود رابط هستند همين وجود رابط است كه الآن در اينجا گفتيم ، يعنى « وجود فى غيره » ؟ حاجى اين اشكال را طرح مىكند و مىگويد پس شما چه مىگوييد ؟ جوابى كه او مىدهد اين است كه مىگويد حقيقت اين است كه در اينجا كه ما مىگوييم وجودها يا رابطند يا غيررابط و بعد وجودهاى غيررابط را تقسيم مىكنيم به وجود جوهر و وجود عرض ، و وجود ممكن و وجود واجب ، اينكه اين وجودهاى غيررابط را مستقل درنظر گرفته‌ايم ، در مقايسه با بعضى از آنها مستقل‌اند ولى نسبت به ذات بارى اگر درنظر بگيريم همهء آنها رابطند . پس آن حرفى كه صدرالمتألّهين گفته است كه همهء وجودها رابط هستند با اين حرف [ حكما ] در اينجا قابل جمع است و منافات ندارد . وجه عدم منافات اين دو حرف اين است كه اگر در اينجا فقط معانى حرفيه را وجود رابط مىداند و غيرمعانى حرفيه يعنى تمام جوهرها و تمام عرضها را وجود غير رابط مىداند ، اين از جهت مقايسهء خود اينها با يكديگر است ؛ يعنى وقتى بعضى از اينها را با بعضى ديگر مقايسه كنيم يكى رابط است و يكى مستقل ، ولى وقتى اينها را نسبت به ذات واجب تعالى درنظر بگيريم همهء اينها ، چه رابط و چه مستقل ، مىشوند « رابط » . اين خلاصهء حرف حاجى است . ولى به بيانى كه ما عرض كرديم اصلًا مطلب اين‌طور نيست . اصلًا رابط به اين معنا غير از رابط به آن معناست . در آنجا كه صحبت از وجود رابط مىكنيم اساساً بحث سر مفهوم است ، بحث در عالم مفاهيم است ؛ وضع ذهنى وجود را بيان مىكنيم كه در عالم تصورات گاهى يك تصور به صورت مستقل در ذهن مىآيد و گاهى به