( 3 ) در تعريف ماهيت و بعضى احكام آن
وَلَيْسَتْ الّا هِىَ مِنْ حَيْثُ هِيَه * مَرْتَبَةً نَقائِضُ مُنْتَفِيَة
ماهيت من حيث هى نيست مگردر مرتبهء ذات ماهيت ارتفاع نقيضين خودش مىشود .
وَالْكَوْنُ فى تِلْكَ انْتِفَا الْمُقَيَّد * نَقيضُهُ دونَ انْتِفا مُقَيَّد
نقيض وجود در مرتبه ، نفى مقيد است نه اينكه نقيض آن نبودنى باشد كه خود نبودن مقيد است .
وَقَدِّمَنْ سَلْباً عَلَى الْحَيْثِيَّة * حَتّى يَعُمَّ عارِضَ الْمَهِيَّة
پس سلب را بر حيثيت مقدم كن تا شامل عوارض ماهيت نيز باشد .
مقصود از تعبير « ماهيت من حيث هى »
از جمله مسائلى كه در بحث ماهيت گفته مىشود اين مسأله است ، كه در كلمات مرحوم شيخ هست ( الآن در نظرم نيست كه قبل از شيخ هم كسى اين را گفته است يا نه ؛ مرحوم شيخ گفته است : « الماهية من حيث هى ليست الّا هى » و يا به تعبير ديگر :
« الماهية ليست من حيث هى الّا هى » .