تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 529

مساهمون:

ص٥٢٩
پس « چرا » گاه سؤال از « علت » شىء است و گاه سؤال از « دليل » شىء است . علت ، آن چيزى است كه در متن واقع به آن شىء وجود عينى داده است . دليل ، آن چيزى است كه به من علم مىدهد ؛ آن چيزى است كه علت علم پيدا كردن من است نه علت وجود پيدا كردن آن شىء . چه بسا دليل ، معلول آن جريان باشد نه علت ، ولى براى علم من علت است . مثل همان مسائل طبى . فرض كنيد شخصى بيمارى سل پيدا كرده است . اين سل يك علت دارد و آن ميكرب خاصى است كه وارد ريه مىشود . سل معلول آن است . از طرف ديگر اين بيمارى عوارض و آثار و علائمى دارد . مثلًا يك نوع تك سرفه كه دليل مسلول شدن است نه علت آن . [ در عالم عين ] مسلول شدن علت تك سرفه است و در عالم ذهن تك سرفه علت مسلول شدن است . وجود عينى مسلول شدن علت وجود عينى تك سرفه است و وجود علمى تك سرفه علت وجود علمى مسلول شدن است . اينهايى را كه دليل هستند « واسطهء در اثبات » مىگويند . واسطهء در اثبات گاهى عيناً همان « واسطهء در ثبوت » است و گاهى نيست ؛ ممكن است واسطهء در اثبات غير از واسطهء در ثبوت باشد . اين است كه مىگويند : اگر واسطهء در اثبات و واسطهء در ثبوت يكى باشد برهانى كه تشكيل مىشود « لمّى » است . مثل اينكه انسان علت بيمارى را مىبيند و مىگويد كه اين شخص مسلول شد . ولى يك وقت هست كه واسطهء در اثبات ، واسطهء در ثبوت نيست . اينجا برهان را برهان « انّى » مىگويند نه « لمّى » . بنابراين سؤال به « لِمَ » يا « چرا » گاهى سؤال از علت است يعنى واسطهء در ثبوت ، و گاهى سؤال از دليل است يعنى واسطهء در اثبات . حرف معروف هگل كه فلسفهء او را از اول تا به آخر يك شكل خاص داده است اين است ؛ هگل مىگفت كه فيلسوفان خواسته‌اند و يا مىخواهند از راه عليت ، جهان را توجيه كنند و من مىخواهم از راه دليل توجيه كنم . جهان را از راه عليت نمىشود توجيه كرد ، از راه دليل بايد توجيه كرد . او معتقد شد كه اصلًا جريان جهان هم از نوع جريان دليل است . اتفاقاً « قضايا » هم همين‌طور است كه جريان عمل ذهن در عالم شناخت خودش ، با اينكه موفق به شناخت مىشود ، عيناً شبيه جريان عين نيست ؛ ذهن در عين اينكه يك جريان معكوس را طى مىكند ، به شناخت واقعى نائل مىشود . مثلًا در عالم عين اول ميكرب پيدا مىشود ، بعد در كبد عفونت
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 529 | مرتضى مطهرى