تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 525

مساهمون:

ص٥٢٥
برگرداند « 1 » .

سؤال از « ما »

هر يك از اين سه سؤال ( ما ، هل ، لم ) به صورت دو سؤال قابل طرح است ؛ يعنى دوگونه « ما » داريم ، دو گونه « هل » داريم و دو گونه « لم » داريم . و اما « ما » كه « چيستى » است . يك ماى شارحه داريم ، يك ماى حقيقيه . مقصودشان از « ماى شارحه » آن است كه سؤال از چيستى شىء بشود قبل از آنكه هستى آن تحقيق شده باشد كه آيا اين واقعاً هست يا نه ؟ مثل سؤال از سيمرغ قبل از اينكه اصلًا بدانيم سيمرغى هست . سيمرغى كه اينهمه شعرا مىگويند ، اين عنقا كه مىگويند : « عنقا شكار كس نشود دام بازگير » چيست ؟ اين را « ماى شارحه » مىگويند كه فقط ارزش شرح اسمى دارد و تنها مىتواند لغت را معنى كند ، چون هنوز ما نمىدانيم كه مثلًا عنقايى وجود دارد يا ندارد . تا وقتى وجودش تحقيق نشده است كه آيا چنين حقيقتى هست يا نه ، سؤال از چه بودنش تقريباً سؤال از « شرح اسم » است . در واقع مقصود اين است : مردم كه لفظ « عنقا » را به كار مىبرند چه معنايى از آن منظور مىكنند ؟ يا يك كسى بگويد : جن چيست ؟ ولى هنوز نمىداند جن يك حقيقتى در عالم هست يا نيست ، و ليكن سؤال مىكند جن چيست ؟ در اينجا در واقع سؤال از اين است كه مردم از اين لفظ چه منظورى دارند و اين لغت را براى چه وضع كرده‌اند « 2 » . از مفاد اين لفظ چه تصورى دارند ؟ اين را « ماى شارحه » مىگويند . البته گاهى ممكن است ماى شارحه با ماى حقيقيه يكى از آب درآيد ، چون ممكن است .
هامش
( 1 ) . - استاد ! منظورتان از « ارزش منطقى » چيست ؟ . استاد : يعنى از نظر تفكر انسان نقشى داشته باشد ؛ به اين معنا كه در جنبه‌هاى مختلف فكرى ، تعريفى ، شناختى ، قياسى يك جايى نقشى داشته باشد . اين سه سؤال ، چه در باب تصورات باشد و چه در باب تصديقات ، مىتوانند نقشى و حساب جداگانه‌اى داشته باشند ، ولى سؤالات ديگر نقشى ندارند . حرف ما اين است . ( 2 ) . - [ به عبارت ديگر ] چه تصورى در ذهن دارند كه اين را مىگويند . استاد : بله .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 525 | مرتضى مطهرى