جنبههاى مختلف مىرسد ] ، چون تحليل ذهنى غير از تحليل عينى است .
اشياء دوگونه تحليل مىشوند : تحليل عينى ، كه شىء تجزيه مىشود در خارج و تركيب مىشود در خارج ؛ و ديگر - كه آن خيلى مهم است و كار منطق و فلسفه است - تحليل پذيرى اشياء است در ذهن ، نظير دسته بندى كردن اشياء . در تجزيه و تركيب خارجى مسألهء جزء و كل مطرح است يعنى شىء را در خارج به اجزائش منقسم مىكنيم . در تحليل ذهنى و عقلى مسألهء جزئى و كلى مطرح است ، دسته بندىها مطرح است .
مثلًا يك وقت ما شيئى را تحليل مىكنيم در خارج ؛ انسانى را زير چاقويى تشريح مىكنيم ، تكه تكه مىكنيم ؛ و يا آب را با يك وسائل فنى تجزيه مىكنيم به اجزاء و عناصر اوليهء آن . اما تحليلهاى ذهنى و عقلى اين گونه نيست . نظير دسته بندىهايى است كه در مورد حيوانات يا گياهان و يا جمادات مىكنيم . مثلًا حيوانات را در درجهء اول تقسيم مىكنيم به حيوان تك سلولى و حيوان چندسلولى .
تك سلولى را تقسيم مىكنيم به چندگونه ، و چند سلولى را تقسيم مىكنيم به چند گونهء ديگر .
يك وقت حيوان تك سلولى را در لابراتوار تقسيم مىكنيد به غشاء خارجى و پروتوپلاسم و از اين قبيل چيزها ؛ و يك وقت حيوان تك سلولى را تحليل يعنى تقسيم ذهنى مىكنيد ؛ يعنى اقسام و انواعش را بيان مىكنيد و مىگوييد حيوانات تك سلولى چند نوع هستند . اينجا ديگر يك حساب و نظمى دارد كه به اختيار ما نيست .
پس اين جنبههاى مختلف اشياء يك وقت جنبهء عينى هم دارد و در عالم عين هم مختلفند مثل كميت و كيفيت ، [ و يك وقت چنين نيست و كثرت فقط ذهنى است ] .
يك وقت سؤال از « چقدرى » مىكنيم ؛ يك وقت سؤال از « چگونگى » مىكنيم .
گاهى سؤال مىكنيم كه اين آب چقدر است ؟ چند ليتر است ؟ ( از نظر حجم ) ؛ چند كيلو است ؟ ( از نظر وزن ) . گاهى سؤال از كيفيتش مىكنيم : آيا گرم است يا سرد ؟ با اينكه اين شىء واحد است اينها عين يكديگر نيستند و از يكديگر قابل انفكاك هستند يعنى ممكن است چگونگىاش ثابت و چقدرىاش متغير باشد ، و ممكن است چقدرىاش ثابت و چگونگىاش متغير باشد . اين علامت اين است كه
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 522
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٥٢٢