ادوات استفهام
سؤال از چيستى ، لغتش در زبان عربى « ما » ى استفهام و در فارسى « چه » و « چى » است . وقتى كه سؤال از هستى يك شىء مىكنيم لغت ديگرى به كار مىبريم ؛ در زبان فارسى « آيا » به كار مىبريم و در زبان عربى « هل » و چند لفظ ديگر كه كار هل را مىكنند مثل « أَ » ( همزهء استفهام ) . مثل « هل هو موجود ؟ » آيا او هست ؟ اين سؤال دوم را ديگر با « ما » طرح نمىكنيم ، با « هل » طرح مىكنيم . سؤال سوم را كه بعد از دانستن هستى شىء ، از حالاتش مىكنيم ، باز با « هل » و « آيا » طرح مىكنيم : آيا او گوشتخوار است يا دانه خوار ؟ .
سؤال ديگرى كه براى ما مطرح مىشود سؤال از « چرا » است . بعد از اينكه براى ما گفتند فلان حيوان موجود است ، يا فلان چيز موجود است ، در اينجا سؤال ديگرى براى ما پيدا مىشود و آن اين است كه « چرا ؟ » يعنى مجهول ديگرى را با اين سؤال مىخواهيم حل كنيم ( بعداً خواهيم گفت كه « آيا » و « چرا » نيز بر دو قسم هستند ) .
همچنين سؤالات ديگرى مطرح مىشود ، مانند سؤال از « چگونگى » . اين هم سؤالى است دربارهء اشياء كه ذهن آن شىء را از زاويهء ديگر مورد مطالعه قرار مىدهد و چيز ديگرى از آن شىء را مىخواهد كشف كند . سؤال از كيفيت است .
وقتى از چگونگى شيئى سؤال مىكنيم يعنى از كيفيت خاص آن مىپرسيم ، كيفيت اشياء چيزى است غير از چيستى و هستى و چرايى اشياء . لفظ و لغت [ پرسش ] فرق مىكند ؛ واقعاً هم براى ذهن سؤالى كه به صورت چگونگى مطرح مىشود غير از سؤالى است كه به صورتهاى ديگر طرح شده است « 1 » .
هامش
( 1 ) . - آيا سؤالها در مورد شىء واحد است ؟ .
استاد : بله .
- از جنبهء واحد ؟ .
استاد : البته از جنبهء واحد كه نمىشود . عرض كرديم كه اين علامتِ جنبههاى متعدد است .
گفتيم لغات متعدد علامت سؤالات متعدد ، سؤالها علامت مجهولات متعدد ، آنها علامت معلومات متعدد و آنها علامت جنبههاى متعدد اشياء هستند .