تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 490

مساهمون:

ص٤٩٠
در انسان بودن - همان ماهيت انسان بودن - با يكديگر اختلاف داشته باشند . ضرورتى ندارد كه هرجا كه ما كلى مشككى داريم آن كلى مشكك با افراد خودش نسبت عرضى داشته باشد نه نسبت ذاتى ؛ بلكه ممكن است كه « كلى » ذاتىِ افراد خودش باشد و درعين حال تشكيك هم در آن وجود داشته باشد . اين همان مطلبى است كه در اوايل همين كتاب شرح منظومه خوانديم كه « 1 » :
الْمَيْزُ امّا بِتَمامِ الذّاتِ * اوْ بَعْضِها اوْ جا بِمُنْضَمّاتٍ
بِالنَّقْصِ وَالْكَمالِ فِى الْمَهِيَّة * ايْضاً يَجوزُ عِنْدَ اْلِاشْراقِيَّة
كه بيت دوم دربارهء همين مطلبى است كه در اينجا گفتيم .

نظريهء صدرالمتألهين

صدرالمتألهين آمد و نظر شيخ اشراق را رد كرد همچنانكه نظر بوعلى را رد كرد . حرف شيخ اشراق را كه اصلًا قبول نكرد كه واقعاً ماهيت بتواند در ماهيت بودن خودش يك امر مشككى باشد ، ولى يك مطلب ديگرى بيان كرد كه باز از اصالت وجود نتيجه مىشد و آن اين بود كه گفت اصلًا تشكيك حقيقى ربطى به عالم ماهيات ندارد ؛ تشكيك حقيقى مال وجود است ؛ آنجا كه مابه الاشتراك واقعاً عين مابه الامتياز مىشود قضيه به حقيقت وجود برمىگردد . همهء تشكيكها يا در آخر به وجود برمىگردد يا تشكيكهايى است كه در امور اعتبارى جارى است ، كه البته وقتى در امور اعتبارى باشد جزء حقايق نيست و از دايرهء بحث فلسفى خارج است . هر جا كه يك تشكيك حقيقى باشد در آنجا مابه الاشتراك عين مابه الامتياز است و آن چيزى كه مابه الاشتراك و مابه الامتياز هر دو در آن يكى مىشود حقيقت وجود است . اصلًا باب معانى و مفاهيم و باب كليات همگى از دايرهء تشكيك بيرون هستند . ضمناً از اينجا تكليف مسألهء تقدم و تأخر براى ما روشنتر مىشود و مفهوم آن .
هامش
( 1 ) . ما مكرراً گفته‌ايم كه مطالب اين گونه كتابها غالباً در رابطه با يكديگر است كه به خوبى روشن و درك مىشود ؛ يعنى يك سلسله مطالب ديگر بايد بعد گفته شود تا آن مطلب قبلى روشن شود .