تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 492

مساهمون:

ص٤٩٢
يا عكس قضيه درست است ؟ يعنى صد كيلومتر در ساعت حركت است و ده كيلومتر در ساعت حركت است با يك مخلوط ، مثلًا مخلوطى از سكونات ؟ بگوييم اين هم با همان سرعت صد كيلومتر در ساعت حركت مىكند ولى اين زمانى را كه طى مىكند نُه قسمت از آن را ساكن است و يك قسمت از آن را دارد حركت مىكند ، منتها ما به چشم نمىبينيم والّا او با همان سرعت حركت مىكند . آيا آن كه در يك ساعت صد كيلومتر طى مىكند در تمام اين شصت دقيقه حركت مىكند و اين كه در شصت دقيقه ده كيلومتر مىرود نُه دهم ( 910 ) از اين شصت دقيقه را سكون دارد ولى ما توجه نداريم ؟ يا نه ، هيچ سكونى در كار نيست ؛ اين حركتِ خالص است ، آن هم حركت خالص است ؟ واضح است كه هيچ سكونى در كار نيست ؛ هر دو حركت خالص است . آن در حركت بودنش بر اين مزيت دارد نه اينكه در غيرحركت بر اين مزيت داشته باشد . قدما براى تفهيم مطلب مثال به نور را ذكر مىكردند كه البته مثال ساده‌اى است اگرچه مثال عاميانه‌اى است . مىگفتند كه اگر ما نور شديد و نور ضعيف داشته باشيم هر دو در نور بودن با يكديگر شريكند ولى درعين حال نور شديد با نور ضعيف فرق مىكند . فرقش در چيست ؟ آيا نور شديد نور است با يك مخلوطى و نور ضعيف نور خالص است ؟ يا نور شديد نور خالص است و نور ضعيف نور است با مخلوط ديگرى ؟ مىگفتند هيچ ضرورتى ندارد كه چنين بگوييم . نور ضعيف تماماً نور است نه مخلوطى از نور و غير نور ؛ نور شديد هم تماماً نور است نه مخلوطى از نور و غير نور ؛ درعين حال اينها با يكديگر اختلاف دارند و اختلافشان به شدت و ضعف است ( كه البته اين مطلب كه در مورد نور گفته مىشود فقط به عنوان مثال مىشود از آن استفاده كرد ولى از نظر واقعيت اينچنين نيست ) .

خلاصهء بحث

پس بنا بر نظريهء صدرالمتألهين ، ما در باب تقدم و تأخر به همان مسألهء تشكيك مىرسيم ؛ يعنى مىرسيم به اينكه دو چيز در يك امرى با يكديگر اشتراك دارند و در همان امرى كه با يكديگر اشتراك دارند در همان هم با يكديگر اختلاف دارند . از نظر صدرالمتألهين آنجايى كه تقدم و تأخر حقيقى باشد بايد قضيه به وجود