تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 486

مساهمون:

ص٤٨٦
هم دارد ، مىگوييم : بالاخره اين در اينجا قرار گرفته است و آن در آنجا قرار گرفته است ؛ اين ، اين مكان را دارد و آن مكان ديگرى دارد . از اين جهت است كه طبق معمول اينچنين گفته مىشود كه آنجا كه مابه الاشتراك در كار باشد لااقل يك امر ديگرى به نام مابه الامتياز هم بايد در كار باشد تا باعث اختلاف و امتياز دو شىء از يكديگر بشود . دو نوع كه در يك جنس با يكديگر اشتراك دارند در فصل با يكديگر اختلاف دارند . دو فرد كه در نوعيت مشترك هستند در مشخِّصات فردى با يكديگر اختلاف دارند ؛ پس مابه الاشتراك نوعيّت آنهاست و مابه الامتياز مشخصات فردى آنها . اين سفيدى كاغذ سفيدى است ؛ اين سفيدى پارچه هم سفيدى است ؛ هر دو يك نوع هستند اما درعين حال اين سفيدىِ قائم به اين محل است و آن سفيدىِ قائم به محل ديگر است ؛ يعنى موضوع اين با موضوع آن فرق مىكند . آنگاه يك مسألهء ديگر در اينجا مطرح مىشود و آن اينكه آيا هميشه بايد مابه الامتياز غير از مابه الاشتراك باشد ؟ البته انسان ابتداءً اينچنين فكر مىكند و مىگويد مابه الاشتراك بايد غير از مابه الامتياز باشد ، ولى اگر بگوييم كه هميشه بايد مابه الاشتراك غير از مابه الامتياز باشد ، پس تكليف ما در مشككها چه مىشود ؟ . ما هر جا كه به تعبير اهل منطق « كلى مشكك » داريم و يا هر جا كه به تعبير فلاسفه « تقدم و تأخر » داريم ، وقتى كه دقت مىكنيم مىبينيم مابه الاشتراك عين مابه الامتياز است ، ولذا مىگوييم دو چيز در يك امر اشتراك دارند و در همان چيزى كه اشتراك دارند هرچه يكى دارد ديگرى دارد و ديگرى از همان مابه الاشتراك چيزى دارد كه آن يكى ندارد . مثلًا در مورد همان تقدم و تأخر بالطبع مبدئى مثل محراب مسجد را درنظر مىگيريم و بعد مىگوييم امام مقدم است بر مأموم و يا مىگوييم صف اول مقدم است بر صف دوم . اينجا كه مىگوييم امام مقدم است بر مأموم ، يعنى چه ؟ مقدم بودن امام به اين معنى است كه اگر محراب مسجد را به عنوان مبدأ درنظر بگيريد امام به محراب نزديكتر است ؛ يعنى قرب به محراب امر مشترك ميان هر دو است ولى هر قربى كه مأموم دارد امام دارد و امام درجه‌اى از قرب دارد كه مأموم ندارد . پس اينجا در واقع مابه الاشتراك عين مابه الامتياز شده است .