هوايى كه آنجا هست هواست . هوا در اينجا يك كلى متواطى است ؛ يعنى صدقش بر افراد خودش متساوى است و همهء هواها در هوا بودن يكسانند . آب هم كه يك مركب خاص است كه از دو عنصر تشكيل شده است همينطور است . هرچه آب در عالم هست در آب بودن با يكديگر متساوى هستند ، و لذا معمولًا مىگوييم : خوب ، آب آب است .
بله ، ممكن است يك وقت يك آبى باشد كه غير آب در آن داخل كرده باشند .
فرق داشتن آبى با آبى به دليل اينكه يك امر ديگرى به آن ضميمه شده است ، معنايش اين نيست كه آبى از آبى بهتر است ؛ معنايش اين است كه آن آبى است با ضميمه و آن ديگرى آبى است بىضميمه ؛ حال آن ضميمه يا آن آب را بهتر كرده است يا بدتر . اگر آب را از آن جهت كه آب است منهاى هر مخلوط ديگرى درنظر بگيريم ، اين كلى ، صدقش بر همهء افراد على السويه است ؛ يعنى همهء افراد در مصداق واقع شدن بلاتفاوتند و هيچ نوع اولويتى براى بعضى افراد نسبت به بعضى ديگر در اينكه مصداق اين كلى باشند وجود ندارد .
كلى مشكّك
كلى مشكك آن كلىاى است كه مصداقهايش با يكديگر متفاوتند ؛ يعنى بعضى از مصداقها در مصداق واقع شدن نسبت به بعضى ديگر يك نوع اولويتى دارند ، كه البته ما از اينجور كلىها هم زياد داريم . مثلًا مىگوييم اگر فلان چيز مصداق فلان چيز باشد به طريق اولى اين يكى مصداق آن چيز هست . فرض كنيد كه مىگويند اگر افرادى داراى فلان شرايط باشند ( مثلًا حداقل داراى معدل 12 باشند ) مىتوانند در فلان كلاس نام نويسى كنند ، و ما دو نفر داريم كه هر دو نفر واجد اين شرايط هستند ولى يكى از آنها اين شرايط را بيشتر دارد ( مثلًا يكى از آنها معدل 12 دارد و ديگرى معدل 18 ) . در اين صورت مىگوييم آنچه كه آنها گفتهاند به طريق اولى شامل اين فرد كه داراى شرايط بيشترى هست مىشود ؛ يعنى يك نوع اولويتى در اينجا هست .
يا مثلًا اگر دو جسم داشته باشيم كه هر دو سفيد باشند ولى يكى از آنها بيشتر سفيد باشد ، مىگوييم آن سفيدتر است ؛ يعنى اگر اين را ما سفيد بشماريم آن ديگرى