تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 48

مساهمون:

ص٤٨
چيز است و اضافه‌اش به علت چيز ديگر ؛ نه اين است كه معلول ذاتى است مرتبط به علت ، يعنى ذات او چيزى است و ارتباط هم چيزى ؛ بلكه معلول ذاتى است عين اضافه به علت ( كه اين اضافه غير از اضافه‌اى است كه در باب « مقولات » مىشناسيم و به عنوان يكى از مقولات ارسطويى به شمار مىرود ) « 1 » ؛ چرا ؟ ( فعلًا به بيانى كه ايشان گفته است عرض مىكنيم ) براى اينكه اگر ما براى معلول ، ذاتى فرض كنيم و رابطه‌اى ، حيثيتى فرض كنيم و رابطه‌اى ، لازم مىآيد كه در آن حيثيت مستغنى از علت باشد و حال آنكه معلول به تمام ذات و به تمام هويت خودش وابسته به علت است . پس در اينجا ارتباط و مرتبط يك چيز است ؛ تعلق و متعلق يك چيز است ؛ اضافه و مضاف يك چيز است . بيان خود ما : بيانى كه ما قبلًا دربارهء رابطهء علت و معلول و وجود دادن علت به معلول مىكرديم « 2 » اين مطلب را كه صدرالمتألهين فرموده است بسيار تأييد مىكند . وقتى كه ما مىگوييم علت معلول را ايجاد مىكند و به معلول وجود مىدهد در ابتدا ذهن از باب اينكه الفاظ و معانى را از روابط و امور معمولى مادى گرفته است خيال مىكند كه وجود دادن علت به معلول هم از قبيل دادن فلان شىء است به فلان شخص . همان‌طور كه وقتى مىگوييم الف فلان شىء را به ب داد ، مثلًا زيد پول را به عمرو داد ، لااقل چهار امر تصور مىشود : معطى ( به صيغهء اسم فاعل ) ، معطى ( به صيغهء اسم مفعول ) ، مُعطى اليه و اعطاء ( كه در اينجا زيد مُعطى است ، پول معطى است ، عمرو معطى اليه است و اعطاء هم يك امر عليحده است وراى همهء اينها و همان عملى است كه معطى مثلًا دست در جيبش مىكند و پول را منتقل مىكند به معطى اليه ) ، در مورد عليت و وجود دادن علت به معلول هم ذهن خيال مىكند كه مطلب ازهمين قرار است و حال آنكه ما در باب عليت ، لفظى نداريم غير از اينكه به همين نحو تعبير كنيم و بگوييم علت به معلول اعطاء وجود كرده است ؛ « علت معلول را ايجاد كرده است » يعنى علت به معلول اعطاء وجود كرده است . اكنون ما مىآييم با دقت فلسفى تحليل مىكنيم تا ببينيم حقيقت امر از چه قرار است .
هامش
( 1 ) . از آن وقت براى تمايز اين دو نوع اضافه از يكديگر ، اسم آن اضافه را گذاشتند « اضافهء مقولى » و اسم اين اضافه را گذاشتند « اضافهء اشراقى » يعنى اضافه‌اى كه عين اشراق علت است . ( 2 ) . [ رجوع شود به بحث « امتناع اعادهء معدوم » مجموعه آثار 9 و بحث جعل از كتاب شرح منظومه ( مجموعه آثار 5 ) و پاورقيهاى مقالهء هشتم اصول فلسفه و روش رئاليسم . ]