بحث قرار دهيم شبههء معروف فخررازى است .
گفتيم يك شبههء بسيار قوى در دوران اسلام از ناحيهء فخررازى مطرح شده است كه شايد قبلًا در دوران يونان باستان هم كم و بيش مطرح بوده است و در دورههاى جديد هم گفته شده است و آن اين است كه آمدهاند و ايراد گرفتهاند كه اصلا عليت در عالم غلط است ؛ از نظر فلسفى اساساً عليت غلط است ، چون مىگوييم علت آن است كه به معلول وجود مىدهد و معلول وجود خودش را مديون اوست . مىگويند آيا علت موجود را موجود مىكند يا معدوم را موجود مىكند ؟ از ايندو خارج نيست .
علت كه مىخواهد روى معلول اثر بگذارد و معلول را موجود كند - كه اثر گذاشتنش همين است كه مىخواهد آن را موجود كند - يا معلولِ موجود را مىخواهد موجود كند يا معلول معدوم را مىخواهد موجود كند . معلول معدوم را موجود كردن كه اجتماع نقيضين است . معدوم بخواهد موجود شود يعنى شىء درحالى كه معدوم است موجود هم باشد ؛ اين اجتماع نقيضين است . معلول موجود را موجود كردن هم تحصيل حاصل است ؛ آن هم محال است . شيئى كه شيئى را دارد بار ديگر كه نمىتواند همان شىء را داشته باشد مگر به صورت مكرر . به صورت مكرر هم در بعضى موارد ممكن است و در بعضى ديگر ممكن نيست . در مورد « وجود » تكرار ممكن نيست ؛ شىء واحد كه نمىتواند دو وجود داشته باشد . پس اساساً اصل عليت در عالم غلط است .
گفتيم جواب شبهه اين است كه علت نه معدوم را موجود مىكند و نه موجود را موجود مىكند ، زيرا معدوم را موجود كردن همان معناى جعل تأليفى را دارد ، يعنى علت تغييرى در معدوم مىدهد ، حالتى به معدوم مىدهد ، تصرفى در معدوم مىكند و آن را از حالت عدم به حالت وجود درمىآورد ، همانطور كه مثلًا جسم را از حالت سفيدى به حالت سياهى درمىآورد . پس جعل به معدوم بماهو معدوم تعلق نمىگيرد ؛ يعنى علت معدوم را موجود نمىكند ؛ اين مىشود جعل تأليفى . آيا موجود را به جعل تأليفى موجود مىكند ؟ ؛ آن كار را هم نمىكند . پس علت چه مىكند ؟ علت به نحو جعل بسيط ، جعل وجود مىكند . جعل وجود يعنى چه ؟ يعنى علت به معلول وجود مىدهد ولى وجود عين ايجاد است نه اينكه موجودى هست و اين ايجاد به آن تعلق گرفته است . عليت يعنى ايجاد و ايجاد يعنى اينكه اين وجود عين اضافه و ارتباط به علت خودش است .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 51
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٥١