تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 45

مساهمون:

ص٤٥

برهان دوم

برهان ديگرى كه اقامه شده است اين است كه ما مىدانيم كه هر علتى نمىتواند هر معلولى را ايجاد كند [ و هر معلولى نيز نمىتواند از هر علتى ايجاد شود ] . اين همان معنايى است كه مىگويند علت خاص معلول خاص را ايجاب مىكند و معلول خاص فقط از علت خاص صحت صدور و امكان صدور دارد ( كه البته اين سنخيت بنابرنظريهء اصالت وجود خيلى روشن است . هر دو ازسنخ وجود هستند و معلول مرتبهء ضعيف علت و جلوهء علت است . بنابر اصالت وجود در واقع هر معلولى همان خود علت است ولى در مرتبهء پايين‌تر ؛ چهرهء علت و جلوهء علت است ) . حال مىگويند اگر جعل به ماهيت تعلق بگيرد لازم مىآيد كه سنخيت ميان ذات واجب الوجود و معلول اول نباشد . چون در باب ذات واجب الوجود همه قبول دارند كه او وجود محض است . اگر شما بگوييد جعل و عليت به ماهيت تعلق مىگيرد پس صادر اول كه از او صادر مىشود ماهيتش افاضه مىشود ؛ يعنى از وجود محض بايد ماهيت محض صادر شده باشد و چه سنخيتى است ميان وجود و ماهيت ؟ . اين برهان ، برهان درستى است ولى فعلًا در اين مقام برهان روشنى نيست ، زيرا مبتنى بر اين است كه ما قبلًا واجب الوجود را قبول كرده باشيم ( كه هنوز ما آن را اثبات نكرده‌ايم ) و نيز ثابت كرده باشيم كه واجب الوجود وجود محض است ( كه اين مطلب را گرچه در مقدمه مقدارى گفته‌اند « 1 » ولى مطلبى است كه در آينده بايد ثابت شود ) . بعلاوه افرادى هستند و بوده‌اند كه براى واجب الوجود هم ماهيت قائل شده‌اند و گفته‌اند واجب الوجود ماهيت مجهولة الكنه دارد . روى نظر آنها اين برهان صحيح نيست . بله ، ما مىتوانيم اين برهان را نه به صورتى كه حاجى در اينجا بيان كرده است بلكه به صورت ديگرى بيان كنيم كه اگر به آن صورت بيان كنيم برهان قوام بهترى .
هامش
( 1 ) . [ منظور از مقدمه اوايل كتاب شرح منظومه است كه حاجى در آنجا يك فصل را اختصاص داده است به اينكه حق متعال وجود محض است و مىفرمايد : « والحق ماهيته انيته . . . » . ولى تفصيل اين مطلب در « الهيات بالمعنى الاخص » بايد مورد بحث قرار گيرد . ]