غير از ديگرى است .
ما اول همان اقسام را بهطور ساده يعنى بدون اينكه مفهوم آنها را بشكافيم بيان مىكنيم ، بعد مفهوم آنها را مىشكافيم و تحليل مىكنيم و سپس به دنبال ملاك تقدم و تأخر مىگرديم تا ببينيم ملاكها در اينجا چيست .
مرحوم حاجى در اينجا هشت مورد براى تقدم و تأخر ذكر مىكند كه همهء اين هشت مورد را همهء فلاسفه نگفتهاند ؛ يعنى امثال بوعلى چهار مورد يا پنج مورد از اينها را ذكر كردهاند ولى بعد متأخرين موارد ديگرى را هم بر آن چند مورد اضافه كردهاند مثل موردى كه ميرداماد اضافه كرده است و موردى كه ملاصدرا اضافه كرده است و بلكه او دو مورد اضافه كرده است .
اقسام سبق .
1 . سبق زمانى
اولين قسمى كه ذكر مىكنند « تقدم و تأخر زمانى » است ، كه البته يك امر نسبتاً واضحى است . ميان اجزاء زمان تقدم و تأخر هست و ميان اشياء زمانى هم به تبع زمان تقدم و تأخر هست . حال اينكه رابطهء اشياء زمانى با خود زمان چه رابطهاى است و آيا زمان صرفاً مثل يك ظرفى است جدا از اشياء يا نه ، و اينكه ظرفيت زمان چگونه ظرفيتى است ، اينها فعلًا به بحث ما ارتباطى ندارد ، يعنى بحث ما متوقف بر اين جهت نيست . ما اين قدر مىدانيم كه اجزاء زمان نسبت به يكديگر تقدم و تأخر دارند از آن جهت كه زمان هستند نه از جهت ديگر ، و اشياء زمانى نسبت به يكديگر تقدم و تأخر دارند از آن جهت كه تعلق به زمان دارند . ديروز بر امروز تقدم دارد ؛ ديروز چون زمان است و ديروز است بر امروز چون زمان است و امروز است تقدم دارد ؛ يعنى اين دو جزء از زمان به اعتبار همان نفس زمان بودنشان نسبت به يكديگر تقدم و تأخر دارند نه به اعتبار امرى ماوراء زمان .
اما درس ديروز بر درس امروز مقدم است ؛ چرا ؟ چون درس ديروز در ديروز واقع شده است و درس امروز در امروز ، و ديروز بر امروز مقدم است ، پس درس ديروز بر درس امروز مقدم است .