تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 464

مساهمون:

ص٤٦٤
بر بعضى ديگر هستند و بعضى اجزاء مؤخر از بعضى ديگر ؛ و واقعاً چنين چيزى هست . مثلًا مىگوييم ديروز بر امروز مقدم است و امروز از ديروز مؤخر است . اين يك اعتبار محض نيست و يك امر قراردادى نيست كه بتوانيم به جاى آن بگوييم امروز بر ديروز مقدم است و ديروز از امروز مؤخر است ؛ نه ، يك خصوصيتى ، يك واقعيتى ، يك جنبه‌اى و يك چيزى در ماوراء ذهن ما براى خود اين واقعيت هست كه از آن تعبير به « تقدم و تأخر » مىكنيم . اين تقدمِ جزئى از زمان بر جزء ديگر چه خصوصيتى است و چيست ؟ . در غير زمان باز ما عيناً اين مفهوم را اعتبار مىكنيم ؛ مثلًا در مكان هم اعتبار مىكنيم ، ولى در مورد مكان اين مفهوم نسبى است ؛ اعتبارى نيست ولى نسبى است ؛ يعنى با مقياس قراردادن اشياء مختلف و تغيير مقياس يا مبدأ مقايسه ، فرق مىكند . فرق است ميان اينكه يك امرى قراردادى و اعتبارى محض باشد و اينكه واقعى باشد ولى در عين حال نسبى باشد . « نسبى باشد » به اين معنى كه مىتواند يك شىء در مقايسه با يك چيز نسبت به يك شىء مقدم باشد و همان شىء در مقايسه با يك چيز ديگر نسبت به همان شيئى كه بر آن مقدم بود مؤخر باشد . مثلًا فرض كنيد كه از اينجا مىخواهيم به سمت مكه حركت كنيم . مكه و راهى را كه از اينجا به مكه منتهى مىشود درنظر مىگيريم . اينجا را كه خودمان هستيم مبدأ قرار مىدهيم و مكه را منتهى . آن وقت مىگوييم كه مثلًا كرمانشاه قبل از بغداد است و بغداد بعد از كرمانشاه . اين « قبل » و « بعد » يعنى چه ؟ يعنى چه كرمانشاه قبل از بغداد است ؟ چه خصوصيتى و چه صفتى در كرمانشاه است كه به موجب آن مىگوييم كرمانشاه قبل از بغداد است ؟ . و يا اگر عكس قضيه را درنظر بگيريم يعنى مكه را مبدأ قرار دهيم و اينجا را منتهى ، آن وقت مىگوييم بغداد قبل از كرمانشاه است . چه خصوصيتى و چه صفتى در بغداد است كه به موجب آن مىگوييم بغداد قبل از كرمانشاه است ؟ . يا مثال معروفى را كه ذكر مىكنند درنظر بگيريد : فرض كنيد ما از در شمالى يك مسجد وارد مىشويم . در جنوب مسجد محراب قرار دارد « 1 » . امام مسجد در جلو و مأمومين در پشت سر او به نماز مىايستند . ما از اين وضعيت تعبير مىكنيم به .
هامش
( 1 ) . چون در كشور ما قبله در جنوب قرار دارد لهذا محراب مسجد در جنوب واقع مىشود .