تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 466

مساهمون:

ص٤٦٦
جلو است يا راكفلر ؟ فرض كنيد مىگويند فورد جلو است ؛ اين از او جلو افتاده است . و باز اقسام ديگرى از تقدم و تأخر داريم كه اين اقسام را اگرچه عرف به كار نمىبرد ولى در عين حال عقل آنها را درك و كشف مىكند . البته در مورد بعضى از اينها ممكن است كسى بگويد كه اين حقيقت نيست و در واقع مجاز است و تشبيه است . ولى برخى از اينها قدر مسلّم اين است كه حقيقت است و تشبيه و تمثيل و مجاز نيست . حال ما مواردى را كه از نظر همهء فلاسفه قدر مسلّم اين است كه هيچ شائبه مجازى در آنها نيست و آنها را نوعى تقدم و تأخر يا سبق و لحوق مىدانند ذكر مىكنيم « 1 » و بعد به دنبال ملاك آنها مىرويم . توضيح اينكه وقتى ما اقسام سبق و لحوق يا تقدم و تأخر را بيان مىكنيم و مىگوييم تقدم و تأخر بر چند قسم است : زمانى ، رتبى ، عِلّى ، شرفى ، تجوهرى ( يا ماهوى ) ، دهرى و غيره ، در واقع مىخواهيم بگوييم كه همهء اينها در يك امر با يكديگر مشتركند و آن اينكه در همهء اينها تقدم و تأخر هست و در يك امر با يكديگر اختلاف دارند و آن اينكه در هر قسمى از اين اقسام ، ملاك تقدم و تأخر غير آن چيزى است كه در قسم ديگر است . پس درحقيقت در وهلهء اول دو مسأله را بايد در اينجا روشن كنيم : يكى اينكه اصلًا خود تقدم و تأخر را بفهميم و ببينيم كه اصلًا خود اين تقدم و تأخر به چه معنى است ؛ يعنى اين معنا را بشكافيم و تحليل كنيم . اينكه مىگوييم ذهن ما تقدم و تأخر را درك مىكند ، ذهن ما چه معنايى را درك مىكند كه آن را « تقدم و تأخر » مىنامد ؟ هر ذهنى اين مطلب را درك مىكند اما شكافتن و تحليل آنچه كه ذهن درك مىكند كار ساده‌اى نيست . ديگر اينكه اين اقسام مختلف تقدم و تأخر از كجا پيدا مىشود ؟ لابد با اينكه همهء اقسام در آن معنا كه اسمش « تقدم و تأخر » است شريك هستند در يك جنبه‌اى با يكديگر اختلاف دارند و آن همان ملاك تقدم و تأخر است كه در هر يك .
هامش
( 1 ) . البته « همهء فلاسفه » كه مىگوييم ، چنين نيست كه همهء فلاسفه در اين جهت وحدت نظر داشته باشند ، بلكه برخى از آنها بعضى از اينها را حقيقت مىدانند و بعضى را ممكن است تحويل به بعضى ديگر كنند يا آنها را نوعى مجاز و نوعى تشبيه بدانند .