تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 465

مساهمون:

ص٤٦٥
اينكه امام جلو است و مأمومين پشت سر او هستند ، يا مىگوييم امام مقدم است بر مأمومين ؛ صفى را كه درست پشت سر امام تشكيل شده است « صف اول » مىناميم و مىگوييم آن صف مقدم است بر آن صفى كه اسمش را « صف دوم » و يا « صف سوم » گذاشته‌ايم ؛ يعنى اگر ما امام را مبدأ قرار بدهيم مىگوييم صف اول بر صف دوم تقدم دارد ، و يا اگر محراب را مبدأ قرار بدهيم مىگوييم امام بر مأمومين تقدم دارد . اما اگر درِ مسجد را كه پشت سر اين گروه قرار دارد و در شمال مسجد واقع است مقياس قرار دهيم و نسبت به آن حساب كنيم ، صف آخر مىشود صف جلو يا صف اول ، و صف اول مىشود صف آخر ، ولهذا مثلًا امام به يك نفر از افرادى كه در صف آخر هستند مىگويد شما كه جلوتر هستيد آن در را ببنديد . اينكه مىگويد « شما كه جلوتر هستيد » به دليل اين است كه اگر از اين طرف حساب كنيد و درِ مسجد را مبدأ مقايسه قرار بدهيد او جلو است « 1 » . درمورد شرفها و فضيلتها هم ما اين تعبير را به كار مىبريم . مثلًا اگر ما در يك رشته‌اى دو نفر عالم داريم كه يكى از آن دو علمش بيش از ديگرى است او را « اعلم » مىناميم و مىگوييم او كه اعلم است مقدم است بر اين ؛ او جلوتر است از اين ؛ اعلم مقدم است بر عالم . و يا يك نفر دانشجو را كه بهتر از همهء دانشجويان يك كلاس درس مىخواند و نمرهء بهتر مىآورد مىگوييم اين دانشجو از همهء دانشجويان كلاس جلوتر است و بر همهء آنها مقدم است . در واقع هر جا كه يك اسم تفضيل و يك افعل تفضيلى بشود به كار برد و گفت اين يكى آن مبدأ اشتقاق را بيشتر از ديگرى دارد ، تعبير « تقدم و تأخر » هم به كار برده مىشود ، مثل « اعلم » وقتى مبدأ اشتقاق را « علم » بگيريم ، و مثل « اشجع » و « اتقى » و « اورع » وقتى مبدأ اشتقاق را شجاعت و تقوا و ورع بگيريم . حتى در مورد مال و ثروت هم ما تعبير تقدم و تأخر را به كار مىبريم . مثلًا اين ثروتمندها و ميلياردرهاى مهم دنيا را كه درنظر مىگيرند مىگويند كه آيا مثلًا فورد .
هامش
( 1 ) . شعر مولوى كه مىگويد : چون كه گله باز گردد از ورود . پس فتد آن بز كه پيشاهنگ بود . به همين نسبى بودن تقدم مكانى اشاره دارد ؛ يعنى وقتى كه گروهى به سوى مقصدى حركت مىكنند عده‌اى جلوهستند ؛ همين قدر كه مقصد تغيير كند و جهت عوض شود آن كه جلو است عقب تلقى مىشود و آن كه عقب است جلو تلقى مىشود .