تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 424

مساهمون:

ص٤٢٤
جواب گفتن هم هست .

1 . قول كعبى و نقد آن

بعضى از متكلمين به اين نحو جواب داده‌اند كه گفته‌اند مرجح حدوث عالم در لايزال و در آن لحظهء معين خود زمان است . مثلًا اگر مىگوييم عالم در يك ميليون سال قبل به وجود آمد نه در يك ميليون سال قبل بعلاوهء يك روز ، دقيقاً زمان از آن وقت شروع شده است . مرجح حدوث عالم در يك ميليون سال قبل چيست ؟ مىگويند مرجح خود زمان است ؛ خود زمان در عالم از مرجحات است ، و اين مطلبى است كه فلاسفه هم قبول دارند . مگر ما نمىگوييم « الامور مرهونة بأوقاتها » ؟ مگر نمىگوييم كه هرچيزى در شرايط زمانى خودش به وجود مىآيد ؟ در اجزاء عالم كه اينچنين است ؛ هرچيزى فقط در زمان مخصوص به خود به وجود مىآيد . كعبى كه يكى از متكلمين است چنين حرفى زده است و يك چنين نظريه‌اى دارد كه مىگويد مرجح حدوث عالم در لايزال خود زمان است . فلاسفه به او جواب مىدهند - و درست هم جواب مىدهند - كه ما نقل كلام به خود وقت و زمان مىكنيم : زمان چرا از آنجا شروع شد ؟ چرا زمانِ قبل از آن زمان وجود نداشت ؟ و چرا زمانِ قبل از آن زمانِ قبل وجود نداشت ؟ شما مىگوييد عالم كه وجود پيدا كرد در اين لحظهء خاص مثلًا يك ميليون سال پيش به وجود آمد چون زمان از يك ميليون سال پيش شروع شد . حرف ما اين است كه اين زمان چرا بريده است ؟ چرا يك قطعهء ديگر از زمان ، مثلًا يك ميليون سال ديگر روى سر آن زمان نيست ؟ چرا پيدايش عالم از جلوتر نبود ؟ چرا يك ميليارد سال ديگر روى سر آن زمان نبود ؟ چرا يك ميليارد سال ديگر علاوه بر اين يك ميليارد سال روى سر آن زمان نبود ؟ و همين‌طور برويد الى الازل . آيا از ناحيهء خداوند نقصان بود ؟ چنين چيزى كه محال است . زمان هم كه قطعاتش مشابه يكديگر است . بنابراين بحث در خود زمان هم هست كه خود زمان چطور در لايزال به وجود آمد ؟