تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 417

مساهمون:

ص٤١٧
اگر بگويند اين دانشجو آيا مردود است يا قبول ، مىگوييم مثلًا قبول است . آن دانشجو چطور ؛ قبول است يا مردود ؟ مىگوييم مثلًا مردود است . حال اگر سؤال شود كه كلاس چطور ؟ كلاس قبول است يا مردود ؟ جواب اين است كه كلاس ، ديگر خودش يك دانشجو و يك فرد مستقل نيست ؛ اگر مىگوييم كلاس قبول است يعنى همهء اين افراد قبول‌اند ، اگر مىگوييم كلاس مردود است يعنى همهء اين افراد مردودند ، و اگر مىگوييم كلاس ، هم قبول است هم مردود يعنى بعضى افرادش قبول‌اند و بعضى مردود . كلاس ، ديگر در اينجا حكم جدا و مستقلى ندارد « 1 » . كل عالم هم همين‌طور است . كل عالم يك كل اعتبارى است . اگر همهء اجزاء عالم : اين آب ، آن آب ، اين هوا ، آن هوا ، اين خاك ، آن خاك ، اين ستاره ، اين زمين ، اين خورشيد ، اين انسان ، اين فرد ، آن فرد ، اگر همهء اين اجزاء عالم حادث باشد همهء عالم حادث است ؛ ديگر چيزى باقى نمىماند كه شما بگوييد دربارهء آن چيز چه مىگوييد . آن كل را هم اگر شما بگوييد حادث است يك امر اعتبارى را گفته‌ايد حادث است ؛ اگر هم بگوييد قديم است يك امر اعتبارى را گفته‌ايد قديم است . پس يك واقعيت براى ما باقى نمىماند تا آن واقعيت را « حادث » بناميم يا « قديم » . حال فرض كنيد - در صورتى كه اين فرضش غلط است - كه بگوييم كل عالم قديم است . تازه اگر بگوييم كل عالم قديم است ، يك چيزى را كه وجود اعتبارى دارد گفته‌ايم قديم است ؛ كل عالم كه وجودش از سنخ وجود واقعيات نيست . فيلسوف كه دربارهء امور اعتبارى بحث نمىكند . اگر مىگوييد چه چيزى حادث است و چه چيزى قديم ، اين در مورد واقعيات است . او به امور اعتبارى محض كه اصلًا هيچ وجود عينى .
هامش
( 1 ) . - درمورد اجتماع هم همين حرف را مىشود زد ؟ . استاد : در اجتماع هم همين حرف را مىشود زد ، منتها در آنجا اين نزاع صغروى درميان است كه آيا در جامعه تركيب افراد تركيب واقعى است يا نه ؟ چون در آنجا اگر از نظر « تن » ها حساب كنيم همين‌طور است . هر اجتماع از نظر تن و جسم افراد همين‌طور است ؛ يعنى اجتماع يك امر اعتبارى است و حكم مستقل ندارد . ولى چون جامعه از يك فرهنگ تشكيل مىشود و فرهنگ عبارت است از يك نوع فعل و انفعالى كه ميان روانها صورت مىگيرد ، از نظر روانها تركيب واقعى است . چون تركيب واقعى است لذا جامعه وجود واقعى دارد . پس آن بحث بستگى دارد به اينكه ما اين تركيب را چگونه بدانيم . اگر تركيب فكرى و روحى افراد را تركيب واقعى بدانيم جامعه هم وجود واقعى دارد ، و اگر آنجا هم تركيب تركيب واقعى نباشد جامعه هم وجود اعتبارى دارد .