پس اينكه ماهيات در مرحلهء اسماء ، ظهور پيدا مىكنند و در مرتبهء ماقبل اسماء ظهور ندارند اين هم خودش نوعى حدوث است ، زيرا حدوث مگر غير از پيشى داشتن نيستى يا خفاء شىء بر هستى و ظهور شىء است ؟ حاجى مىگويد من اين نوع از حدوث را « حدوث اسمى » اصطلاح مىكنم « 1 » .
به هرحال اينها حرفهايى است كه عرفا گفتهاند و با اصطلاحاتى كه دارند بيان كردهاند . غرض ذكر اين جهت است كه حاجى مىخواهد بگويد همچنين مطابق آنچه كه عرفا گفتهاند باز نوعى حدوث يعنى نوعى پيشى گرفتن نيستى جهان بر هستى جهان داريم . ذات حق ذاتى است كه به هيچ نحو از انحاء هيچ نوع نيستى بر هستى او پيشى ندارد . « او قديم است » يعنى به هيچ شكلى و به هيچ نحوى و به هيچ تصويرى هيچ نوع نيستى بر هستى او پيشى ندارد ؛ او بر هر هستى و بر هر نيستى .
هامش
( 1 ) . - آيا حاجى از اين جهت اسم اين را « حدوث اسمى » مىگذارد كه به مرحلهء اسماء مربوط مىشود ؟ .
استاد : بله ، چون ظهور در مرتبهء اسماء بعد از لاظهورى در مرتبهء قبل ( مرتبهء تعين اول ) است لذا آن را « حدوث اسمى » مىنامد .