عرفا در مورد خداوند - يعنى در مورد حقيقت وجود كه از نظر آنها حقيقت وجود مساوى با خداوند است - اينچنين تعبير مىكنند كه براى حقيقت وجود اعتبارات مختلف درنظر گرفته مىشود ؛ يعنى از جنبههاى مختلف مىتوان او را اعتبار كرد . البته اينكه ما مىگوييم « اعتبار » به خاطر اين جهت است كه ما از ديد عقلى بحث مىكنيم ؛ وقتى ما از ديد عقلى بحث مىكنيم آن را « اعتبار » مىناميم و الّا از نظر آنها همهء اينها حقيقت و واقعيت است كه يك سالك در حركات و در سلوك خودش در هر مرحلهاى به يكى از اينها [ بجز مرتبهء « غيب الغيوب » ] مىرسد :
1 . مرتبهء غيب الغيوب
يك مرحله ، مرحلهاى است كه آن را به اصطلاح « مرحلهء غيب الغيوبى » مىنامند كه در آن مرحله ذات بارى تعالى هست بدون آنكه هيچ اسمى و هيچ صفتى اصلًا در آنجا معنى داشته باشد يعنى هيچ اسم و صفتى در آنجا اعتبار بشود . آن مرتبه ما فوق مرتبهء اسماء و صفات است . آن ، مرتبهاى است كه براى هيچ انسانى وصول به آن به هيچ معنا ممكن نيست . به همين جهت است كه از آن تعبير به « عنقاى مغرب » مىكنند ، زيرا عنقا ضرب المثل چيزى است كه كسى به آن دست نيافته است و دست نمىيابد ، كه حافظ هم مىگويد :
عنقا شكار كس نشود دام بازچين كانجا هميشه باد به دست است دام را
2 . مرتبهء تعين اول
مرتبهء بعد از مرتبهء غيب الغيوب را « مرتبهء تعين اول » مىنامند . اين مرتبه مرتبهاى است كه يك تعين در آنجا قابل اعتبار است . تعين يعنى اينكه يك شأنى و يك صفتى بشود برايش گفت . مرتبهء تعين اول مرتبهء جمع تعينات است ، تعينى است كه ريشهء همهء تعينات است ، كه مقصودشان مرتبهء شهود ذات حق است خودش را به علم حضورى ، مرتبهء حضور ذات حق است براى خودش ، كه تعبير « مرتبهء احديّت » را در مورد آن به كار مىبرند .