تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 315

مساهمون:

ص٣١٥
مىشود . او كه بيش از يك مورد ، ده مورد ، صد مورد را آزمايش نكرده است ، چرا براى همهء آبهاى دنيا چنين حكمى را مىكند ؟ اگر بپرسيم آيا آبهاى چند ميليون سال قبل هم همين‌طور است ؟ مىگويد : بله ، آنها هم آب بوده است ، پس همين‌طور است . اگر بپرسيم آيا آبهاى چند ميليون سال بعد هم همين‌طور است ؟ مىگويد : بله ، آنها هم اگر آب باشد همين‌طور است ، مگر اينكه آب نباشد . حال اين تعميم چيست ؟ اين تعميم هم مثل خود آن تفسير يك كار فوق العاده براى ذهن است ؛ يعنى ذهن پايش را از حدود عمل درازتر مىكند . عمل براى او به اين چند مورد محدود است ولى او تعميم و گسترش مىدهد و مىگويد : نه ، هر آبى چنين است .

نظر بوعلى و خواجه

اينجاست كه منطقيين مثل بوعلى و خواجه مىگويند كه اين تعميم و كليت دادن به دليل يك قياس مخفى است كه ذهن در اينجا تشكيل مىدهد ؛ يعنى تجربه و عمل از آن جهت كه تجربه و عمل است اين تعميم و گسترش را ندارد . اگر دخالت يك قياس مخفى نباشد محال است كه ذهن بتواند چنين پروازى بكند و چنين گسترشى بدهد . آن قياس مخفى پر و بال ذهن است . توضيح اينكه : بعد از آنكه انسان موارد متعدد را تجربه كرد و همهء احتمالات در مورد اينكه يك امر مقارنى دخالت داشته باشد از بين رفت ( مثلًا گفت اين شايد در انسان سفيد اثر داشته باشد نه در انسان سياه ، لذا انسان سياه را هم آزمايش كرد . بعد گفت اين شايد در انسان سفيد و انسان سياه اثر داشته باشد نه در انسان زرد ، لذا انسان زرد را هم آزمايش كرد . بعد گفت شايد فقط در مرد اثر داشته باشد نه در زن ، لذا در زن هم آزمايش كرد و نتيجه گرفت . بعد گفت شايد فقط در پير اثر دارد نه در جوان ، لذا روى جوان هم آزمايش كرد . بعد گفت شايد در آن كه گروه خونش «
O
» باشد اثر دارد نه در آن كه گروه خونش «
A
» باشد ، لذا روى گروه خون «
A
» هم آزمايش كرد و نتيجه گرفت ) وقتى كه همهء احتمالات امور مقارن را نفى كرد و او باقى ماند و بيمارى ، در اينجا امر دائر است كه بگوييم همين بيمارى از آن جهت كه اين بيمارى است و همين دارو از آن جهت كه اين داروست در يك جا به اين نحو
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 315 | مرتضى مطهرى