وجود نفسى و وجود رابط
در مقدمهء اين مطلب كه خواستهاند جعل را به جعل تأليفى و جعل بسيط تقسيم كنند آمدهاند يك مقدمهاى ذكر كردهاند كه اگر اين مقدمه را هم ذكر نكرده بودند مطلب روشن و مفهوم بود ، ولى به هر حال اين مقدمه را ذكر كردهاند « 1 » و ما هم در اينجا مقدارى دربارهء آن بحث مىكنيم . مطالبى كه در اين مقدمه آمده است خودش مستقلًا در فصل بعد مىآيد و ما هم تفصيل بيشتر را به آنجا موكول مىكنيم .
حاجى مىگويد به دليل اينكه وجود بر دو قسم است : وجود نفسى و وجود رابط ( كه در متن اشعار به « ربط » تعبير كرده است ولى خودش آن را تفسير مىكند به « وجود رابط » ) ، قهراً جعل هم بر دو قسم است : جعل بسيط و جعل تأليفى . پس اين ، تعريف ديگرى است از جعل بسيط و جعل تأليفى : جعل بسيط يعنى جعل وجود نفسى ، و جعل تأليفى يعنى جعل وجود رابط « 2 » .
حال مقصود از وجود رابط و وجود نفسى چيست ؟ در اصطلاح اين حكما قضايا بر دو قسم است :
بعضى قضيهها « قضيه ثُنائى » است ، يعنى قضيه دو جزئى و دو ركنى . اين در آنجايى است كه موضوع ، ماهيت باشد و محمول وجود ، مثل اينكه مىگوييم :
« انسان موجود است » . اينها را « قضاياى ثنائيه » مىگويند ، « قضاياى مفاد كان تامّه » مىگويند ، « قضاياى هليّهء بسيطه » هم مىگويند . اينها اسمهاى مختلفى است كه روى اين نوع از قضايا مىگذارند .
هامش
( 1 ) . [ اين مقدمه را حاجى در آغاز بحث جعل آورده است ولى در بحث جعل اسفار چنين مقدمهاى ذكر نشده است . ]
( 2 ) . اينجا كه مىگويد وجود يا نفسى است و يا رابط ، بايد بدانيم كه اصطلاح « وجود رابط » تا قبل از زمان ميرداماد نبوده است . بجاى « رابط » كلمهء « رابطى » را به كار مىبردند ، مىگفتند وجود يا نفسى است يا رابطى . خود كلمهء « رابطى » هم در كلمات حكما يك اصطلاح مبهمى بوده است ؛ يعنى وجود رابطى را به نحوى بيان مىكردند كه به دو امر مختلف گفته مىشده و اين سبب اشتباه مىشده است . بعد براى اولين بار ميرداماد در كتاب الافق المبين اين دو مطلب را از يكديگر جدا كرده و اصطلاح « وجود رابط » را در يكى از اين دو مورد و اصطلاح « وجود رابطى » را در مورد ديگر به كار برده است كه ديگر بعد از او اين تفكيكِ اصطلاح مورد قبول واقع شده است . فرق ايندو خيلى ظريف هم هست كه ما فعلا در اينجا ذكر نكرده و به فصل بعد موكول مىكنيم .