جعل بسيط و جعل تأليفى
يكى از مسائل مفيد و مهمى كه در باب جعل هست تقسيم جعل است به « جعل بسيط » و « جعل تأليفى » .
جعل بسيط يعنى « جعلُ الشىء » ؛ جعل مركّب يا تأليفى يعنى « جعل الشىء شيئاً » ؛ كه از نظر لفظى و ادبى اگر بخواهيم تعبير كنيم جعل بسيط را بايد بگوييم « جَعَلَ » متعدى به واحد ، و جعل تأليفى را بايد بگوييم « جَعَلَ » متعدى به اثنين ؛ چون « جَعَلَ » از آن فعلهاى متعدى است كه گاهى يك مفعولى است و گاهى دو مفعولى . مثلًا « انّى جاعِلٌ فِى الْارْضِ خَليفَةً » « 1 » اين جَعَلَ متعدى به واحد است ؛ يعنى من در زمين جعل خليفه مىكنم . ولى در « جَعَلَ اللَّهُ الْكَعْبَةَ الْبَيْتَ الْحَرامَ قِياماً لِلنّاسِ » « 2 » جَعَلَ متعدى به اثنين است .
حال ما در باب جعل هم دوگونه جعل داريم : جعل بسيط و جعل تأليفى ؛ يعنى براى عليت دومعنا متصوَّر است ( كه البته اين بحث ، بحث بسيار جالبى هم هست ) :
يكى اينكه علت جعل كند ذات معلولى را يا جعل كند وجود معلولى را . در اينجا ديگر فرق نمىكند كه ماهيت بگوييم يا وجود بگوييم ؛ يعنى علت يا علت ذات اين معلول است يا علت وجود اين معلول است . اين را مىگوييم « جعل بسيط » . جعل تأليفى اين است كه يك شىء در مرتبهء قبل وجود دارد ، علت مىآيد و اين را چيزى مىكند و اين را قرار مىدهد چيزى ، مثل « جعلُ الجسمِ متحركاً » جسمى ساكن است و علتْ آن را متحرك مىكند ، و مانند اينكه مىگوييم : « ذاك الشى ءُ يجعل الجسمَ ابيضاً ، يجعل الجسمَ أسوداً ، يجعل زيداً قائماً » . اين را مىگوييم « جعل تأليفى » .
آيا در باب علت و معلول ، هر دوى اينها قابل فرض است يا يكى از ايندو ؟ .
هامش
( 1 ) . بقره / 30 .
( 2 ) . مائده / 97 .