معقولات صورت عقلانى امور عينى هستند . اين امور عينى يك صورت در مرتبهء حس پيدا كردند ، يك صورت ديگر در مرتبهء خيال پيدا كردند و يك صورت ديگر در مرتبهء عقل . اينها را كه ما « معقولات اوليه » مىناميم به اين معناست كه اينها صور عقلانى امور عينى هستند و به نحوى بر امور عينى منطبق مىشوند ، و به عبارت ديگر كلىِ همان امور عينى هستند « 1 » .
هامش
( 1 ) . - لفظ « معقولات » هم در اينجا شايد خيلى درست نباشد .
استاد : اينكه « معقولات » دانستيم يعنى در مرتبهء عقل است ، چون ما گفتيم كه فعلا دربارهء شناخت عقلى بحث مىكنيم ، به مرتبهء حسى و خيالى نظرى نداريم . آنها فقط مقدمه براى بحث شناخت عقلى هستند . بحث ما دربارهء شناخت علمى است .
- در شناخت علمى هم ما باز اين صورتهاى حسى مرتبهء اول را بايد « معقولات » بدانيم ؟ .
استاد : نه ، ما ديگر كارى به آنها نداريم . آنها فقط مقدمهاى بودند براى اينكه معقولات پيدا بشوند .
- عرض مىكنم اين لفظ « معقولات اوليه » شايد مسامحه است ؛ شايد اصلا بجاى « معقولات اوليه » مدرَكات اوليه بايد بگوييم .
استاد : نه ، پس شما توجه نكرديد . اول اين مطلب را عرض كردم كه اگر بحث ما در باب معرفت ، بحثى بود اعم از معرفت سطحى و معرفت علمى ، آن وقت عناصر حسى و عناصر خيالى هم عناصر معرفت بودند . مثلا من خانهء خودم را مىشناسم ، من كوچهء منزل خودم را مىشناسم ؛ نه فقط من مىشناسم ، بلكه آن اسب هم كوچهء خانهء خود را مىشناسد ، او هم طويلهء خود را مىشناسد ، ولى اين شناخت را مىگوييم « شناخت حسى » . اين فعلا از بحث ما خارج است . بحث ما روى شناخت علمى است . شناخت علمى مساوى است با كليت . در عالم علم كليت مطرح است . اين است كه بحث ما فعلا روى « معقولات » است .
- آيا در « معقولات اوليه » كليت جارى است ؟ .
استاد : اصلا « معقول » مساوى است با « كلى » . معقول بودن مساوى است با كلى بودن .
اينكه چيزى معقول باشد و جزئى ، ديگر معنى ندارد .
- آنطور كه بنده از درسهاى قبل استفاده كردهام فرض بفرماييد اگر من از اين مداد يك تصويرى در ذهن دارم - همين كه « اين » مداد است - اين جزء معقولات اوليه است .
استاد : نه .
- يا بگوييم ماهيتش است .
استاد : خير ، تا وقتى كه شما از اين مداد تصور داريد اين تصور ، عقلى نيست . اين يك تصور حسى است . تصور شما آن وقت عقلى است كه شما فقط مداد را تعقل مىكنيد بدون اينكه اين مداد و آن مداد و . . . در كار باشد . آن وقت است كه به آن مىگوييم « معقول » .