( 4 ) مباحث مربوط به امكان
بحث ششم : ممكن حدوثاً و بقاءً نيازمند به علت است
مسألهء ديگر از مسائل مربوط به امكان اين است كه آيا ممكن فقط حدوثاً نيازمند به علت است يا حدوثاً و بقاءً نيازمند به علت است ؟ آنهايى كه اينچنين فكر مىكنند كه شىء از آن جهت نيازمند به علت است كه نبوده است و سپس بود شده است قهراً بايد چنين فكر كنند كه شىء بعد از آنكه حادث شد ديگر بىنياز از علت مىشود ؛ چرا ؟ براى اينكه شىء احتياج داشت به علت تا آن را كه نبود به وجود بياورد . همين قدر كه نبود و علت آن را به وجود آورد ديگر اين نياز رفع شد . وقتى كه نياز رفع شد پس از علت بىنياز شد . پس معلول در حدوثش نيازمند به علت هست ولى در بقائش نيازمند به علت نيست .
اما روى اين بيان كه گفتيم شىء از آن جهت كه « ممكن » است نيازمند به علت است ، چون امكانِ ذاتى شىء از شىء سلب نمىشود لذا شىء همچنانكه حدوثاً نيازمند به علت است بقاءً هم نيازمند به علت است . بلكه با اين بيان كه اخيراً ذكر كرديم و مسألهء « و اثر الجعل وجودٌ ارتبط » ديگر اصلًا جاى اين حرفها نيست . وقتى كه ثابت شد كه اصلا وجود معلول و هويت معلول و مجعوليت معلول و جعل كردن