ممكن است كسى بگويد : آنچه كه به زمان آينده تعلق دارد نه وجوب غيرى دارد نه امتناع غيرى ، چون هنوز زمانش نرسيده است . اگر وجوب غيرى داشته باشد بايد الآن بالضروره موجود باشد ، اگر هم امتناع غيرى داشته باشد بايد بالضروره ممتنع باشد ، در صورتى كه چون به آينده تعلق دارد به امكان خودش باقى است . الآن نه متلبس به ضرورت وجود است نه متلبس به ضرورت عدم . در آينده اگر عللش موجود بشوند ضرورتِ وجود پيدا مىكند و بازهم در آينده اگر عللش معدوم باشند ضرورت عدم پيدا مىكند . پس ضرورت وجود پيدا كردن و ضرورت عدم پيدا كردن - كه حتماً يكى از ايندو تحقق پيدا خواهد كرد - هر دو در آينده محقق خواهد شد . ولى الآن كه ما آن را درنظر مىگيريم آن شىء به امكان خالص خودش باقى است ، يعنى نه ضرورت دارد و نه امتناع . حتى ضرورت به شرط محمول هم دربارهء آن فرض نمىشود ؛ چرا ؟ براى اينكه ضرورت به شرط محمول ، آنجا كه محمول ما « وجود » است ، در جايى فرض مىشود كه اين شىء موجود است ، حال كه موجود است اگر بگوييم : « اين شىء موجود ، موجود است » مىشود ضرورت به شرط محمول .
اگر بگوييم : « زيد موجود است » مىشود قضيهء ممكنه ؛ اگر بگوييم « زيدِ موجود ، موجود است » مىشود ضرورت به شرط محمول . اما درمورد آينده ، زيد موجود هم نمىتوانيم بگوييم . در مورد زيدى كه به آينده تعلق دارد درست نيست كه بگوييم زيد موجود موجود است . اصلا زيد ، موجود نيست كه بگوييم زيد موجود موجود است . اصلا نمىشود ضرورت به شرط محمول را در آنجا اعتبار كرد . پس امورى كه به آينده تعلق دارند از نوعى امكان برخوردارند كه امور زمان حاضر و امور زمان گذشته از چنين امكانى برخوردار نيستند و ما يك نوع امكان ديگر داريم كه اين امكان در مورد امورى است كه به آينده تعلق دارند « 1 » . اين يك نظريه درمورد .
هامش
( 1 ) . نظير حرف اگزيستانسياليست ها مىشود كه دربارهء آينده حكم مىكنند و هرگونه ضرورتى را انكار مىكنند و مىگويند اساساً آينده الآن هيچ حكمى ندارد ؛ آينده هيچ گونه تعينى ندارد و انسان در كمال آزادى آينده را مىسازد . انسان است ( با فرض اينكه فعلا نظر ما به حوزهء عمل انسان است ) كه به آينده تحقق مىبخشد بدون آنكه آينده هيچ رابطهء ضرورىاى با زمان حاضر داشته باشد . پس آينده الآن در حال امكان محض وجود دارد .
ولى آنها هم نسبت به « گذشته » اين حرف را نمىگويند ، زيرا گذشته به هرحال وجود پيدا كرده است و چون وجود پيدا كرده است وجوب و ضرورت هم پيدا كرده است . زمان حاضر هم همينطور است . ولى آينده يك چنين حالتى دارد كه امروز به حالت امكان محض باقى است .